برای اینکه دوستت داشته باشم و به تو احترام بگذارم،مجبور نیستم با تو هم عقیده باشم

سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷


پایان عصر گلزار و بررسی جایگاه اودر فیلم «شش و بش»

نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۰/۰۷/۱۱


برخلاف ادعای سازندگان «شیش و بش» مبنی بر عبور از فروش سه میلیاردی و جابه جایی رکورد فروش، این فیلم علی رغم فروش خوب هفته اول اکران در هفته گذشته بسیار کمتر از انتظار فروخت.

تا برای اولین بار فیلمی که تمام داشته هایش (از بازیگری گرفته تا فیلمنامه) در گلزار خلاصه می شد، نتواند اتفاق تازه‌ای را در سینمای ایران رقم بزند. این فیلمی بود متکی بر حضور ستاره‌اش در حوزه آشنای تاثیرش، که توفیق مورد نظر را نیافت. آیا دوران یک ستاره به پایان رسیده است؟ آمار و ارقام با ما سخن خواهند گفت. کافه سینما در ادامه نشان خواهد داد که جایگاه «شش و بش» در میان دیگر فیلم‌های کارنامه محمدرضا گلزار و همچنین چند فیلم پرفروش سینمای ایران در سال 1390 چیست.

1- جایگاه «شیش و بش» در میان دیگر فیلم های گلزار

فیلم های گلزار را می توان به دو دسته تقسیم کرد، دسته اول فیلم هایی مانند «دموکراسی تو روز روشن»، «مجنون لیلی»، «شام عروسی»، «سیزده گربه روی شیروانی» و… هستند که حضور گلزار در آنها صرفا استفاده از نام وی جهت بالا بردن فروش فیلم هاست که اتفاقا علی رغم تبلیغات و جنجال های زیادی که داشته اند (از جمله دستمزد بالای گلزار برای حضورهای چند دقیقه ای اش) هیچ کدام موفق نشدند به فروش بالایی دست یابند. اما دسته دوم که مبنای اصلی ما در این تحلیل هستند را چهار فیلم «دو خواهر»، «توفیق اجباری»، «آتش بس» و«کما» تشکیل می دهند که محمد رضا گلزار یکی از ستون‌های اصلی (و در مواردی ستون اصلی) هر چهار فیلم و بخش مهمی از سرمایه آن هاست. این چهار فیلم با فواصل زمانی نسبتا برابر حد فاصل زمستان 82 تا زمستان 88 به نمایش درآمدند و سهم به سزایی در ثبت جایگاه گلزار به عنوان سوپاپ اطمینان فروش فیلم ها داشتند. «کما» در سالی که سه رقیب مهم به نام های «مارمولک»، «دوئل» و «مهمان مامان» داشت با فروشی غیرقابل پیش بینی توانست دومین فیلم پر فروش سال شود، «آتش بس» با بازی شیرین گلزار رکورد فروش فیلم های سینمایی را در زمان خود، رقم زد و اولین فیلمی بود که طعم شیرین میلیارد تومان را به کام سینما چشاند، سال بعد از آن وقتی این رکورد نصیب ده نمکی و «اخراجی ها» یش شد، «توفیق اجباری» گلزار بعد از چند ماه آن را مجدد از ده نمکی پس گرفت و بالاخره در سال 88 «دو خواهر» ضمن پشت سر گذاشتن «درباره الی»(در فروش کل کشور) فروش میلیاردی دیگری را این بار نصیب محمد بانکی که بخاطر دستمزد 70 میلیونی اش به گلزار تحت فشار رسانه ها و اهالی سینما بود، کرد.

فارغ از کیفیت این چهار فیلم، نکته ای که در اینجا اهمیت دارد، تاثیر حضور گلزار در این فیلمهاست که همچون بازیکنی که یک تنه تیمش را مقابل حریف سرپا نگه می دارد و در حساس ترین دقایق همه چیز را به سود خود و تیم اش رقم می زند، فیلمش را در مقابل «دوئل»(با جمله تبلیغاتی وسوسه کننده اش و البته حضور کنجکاوبرانگیز سعید راد بعد از سالها دوری از سینما)، «مارمولک» (با آن موضوع ملتهب و جنجالی اش و بازی بسیار خوب پرستویی)، «درباره الی» (با آن همه بازیگر مشهور و فیلمنامه و کارگردانی فوق العاده)، «اخراجی ها» (با کلی بازیگر و خط قرمزهایی که پشت سر گذاشت) و… سر پا نگه می دارد و این امتیاز مهمی برای یک بازیگر است که در میان بازیگران فعلی سینمای ایران، تنها گلزار پتانسیل آن را داشت که انجام اش دهد. اما این بار ظاهرا دیگر بازی عوض شده و «شیش و بش» در شرایطی که همه زورش را می زند تا پرفروش شود (چیزی مشابه تلاش نافرجامی که فرحبخش در «دردسر بزرگ» برای فروش فیلم خود انجام داد) نمی تواند رویای فروش بالای 3 میلیارد را تجربه کند.

2- مقایسه تطبیقی فروش « شیش و بش» با سه فیلم پر فروش امسال

آنچه در جدول فروش روزانه سه فیلم پرفروش امسال مشترک است، فروش صعودی آنها از هفته اول به بعد است که در هفته های پنجم، ششم و هفتم اکران خود به ماکزیمم فروش خود رسیدند و بعد از آن با کمی افت (که یکی از دلایل اش کاهش تعداد سینماهای نمایش دهنده آنهاست) فروش خود را ادامه دادند، برای مثال «ورود آقایان ممنوع» با 116 میلیون در هفته اول اکران خود به فروش بالای 270 میلیون در هفته های دوم و سوم رسید و در هفته های چهارم تا هفتم فروش بالای 330 میلیون را تجربه کرد و بعد از هفته هفتم که بخاطر قانون اکران تعدادی از سینماهای خود را از دست داد، فروش اش تقریبا مانند هفته های اول اکرانش ادامه یافت. «شیش و بش» در هفته اول اکران خود به نسبت «ورود آقایان ممنوع» شروع بهتری داشت، که این آغاز خوب قطعا به حضور گلزار و غیبت دو ساله او در سینما (صرف نظر از حضور چند دقیقه ای در «دموکراسی …») مربوط می شد، اما هرچه جلوتر آمدیم برخلاف سه فیلم موفق امسال، فروش «شیش و بش» نه اینکه افزایش نیافت بلکه بالعکس روندی نزولی را طی کرد (کاهش 60 میلیونی فیلم در هفته چهارم به نسبت هفته سوم) و در شرایطی که هفته چهارم اکران فیلم سپری شد، هنوز موفق نشده به فروش بالای 260 میلیون در هفته دست یابد.

3-در جستجوی فرصت های از دست رفته

موقعیت و جایگاه هر بازیگری، بواسطه ی دو دسته فیلم رقم می خورد. فیلم هایی که وی در آنها حضور داشته و فیلم هایی که پیشنهاد بازی در آنها را رد کرده یا به هر دلیلی موفق به بازی در آنها نشده است. گلزار امروز قطعا از رد پیشنهاد بازی (یا به روایت دیگر میسر نشدن حضورش بدلایل گوناگون) در «مهمان مامان» و «سربازهای جمعه» پشیمان است، همکاری با دو استاد مسلم فیلمسازی (جدای از جایگاهی که این دو فیلم در سینمای ایران و پرونده کاری این دو فیلمساز دارد) قطعا آینده بهتری برای وی رقم می زد، وقتی فیلمهایی که گلزار از «سام و نرگس» تا «شیش و بش» را دوره می کنیم، به وضوح می بینیم که وی هرجا با فیلمساز خوب و یا فیلمنامه خوبی مواجه شده نتیجه بهتری گرفته است، او کارش را با ایرج قادری آغاز کرد و دو سال بعد در «شام آخر» جیرانی حاضر شد و «کما» و «بوتیک» (فیلمی که هنوز هم هر وقت دنبال لحظه های خوب بازی گلزار می گردیم، از آن مثال می زنیم) دو فیلمی بودند که گلزار را در بهترین موقعیت یک سوپراستار قرار دادند، موفقیت این دو فیلم می توانست فرمولی را در اختیار گلزار قرار دهد که وی چگونه می تواند هم در فیلمی چون «کما» بازی کند و استقبال عامه مردم را به دست آورد و هم در کنارش در فیلمی بازی کند که در بسیاری از نظرسنجی های جز ده فیلم برتر دهه 80 سینمای ایران است. او با برقراری تعادل در انتخاب های خود میان این دو گونه فیلم می توانست جایگاه خود را به عنوان یک ستاره تثبیت کند، که متاسفانه به جز بازی در «آتش بس» هیچ کدام از فیلم هایی که وی بعد از «بوتیک» و «کما» بازی کرد، چیزی به کارنامه بازیگری وی نیفزود، او مسیرش را گم کرد و سراب هایی چون«توفیق اجباری» و «دو خواهر» نگذاشت او متوجه مسیرش شود و امروز درست به نقطه ای رسیده که دیگر حتی خبری از سراب هم نیست، بازی در «توفیق اجباری» و «دو خواهر» با این شرط که گلزار مسیر اصلی حیات حرفه ای خود را در چنین فیلم هایی دنبال نمی کرد، اشکالی نداشت، اما متاسفانه او در این مسیر فرو رفت و متوجه نشد ماندن در این نوع سینما، او را از مقام بازیگر تجاری صرف نیز پائین تر می آورد و فروش بالای این نوع فیلم ها نه تنها ارمغانی برای او ندارد که حاصل حراج اعتبار اوست. و وقتی در کنار چنین فیلم هایی فیلمی که به بازیگری ات اعتبار دهد، نداشته باشی، اعتبارت به سرعت ته می کشد.

چند سال پیش گلزار در مصاحبه ای در پاسخ به این پرسش که «افق اهداف و آرزوهایت کجاست؟» گفته بود: « افقی در کار نیست. بیش‌تر ترجیح می‌دهم به لحظه و اکنون فکر کنم». و این خود مهمترین دلیل سقوط بازیگری ست که در روزگاری که دیگر معیار تماشاگر برای تماشای فیلم های سینمایی صرفا حضور بازیگران و چهره های نامی نیست و حتی امضا دادن و عکس گرفتن و بلیط فروشی هم نمی تواند مردم را روانه گیشه ها کند، مردم همچنان برای دیدن او روی پرده عریض سینما کنجکاوی داشتند (که این مطلب را فروش بالای «شیش و بش» در هفته اول اکران ثابت می کند) اما او چون هیچ افقی برای خود متصور نبود، دل به موفقیت های مقطعی خوش کرد و فرصت ها را یکی پس از دیگری از دست داد، او جدای بازیگری می توانست با وسعت بیشتری پیرامونش را رصد کند و از پتانسیل بالای خود در حوزه های دیگری استفاده کند، اما افسوس که قدرش را ندانست و امروز نه اینکه دیگر ستاره نباشد که برندش اعتبار سابق ندارد. آیا او به سینمای ایران بازخواهد گشت؟ او استعدادش را دارد. یکی از راه‌هایش این است که از مسیر یکنواخت قبلی دست بردارد. این راه دیگر جواب نخواهد داد. او باید از سر شروع کند.


Share



برای دریافت جدیدترین کلیپ ها در ایمیلتان در گروه یاهو ما عضو شوید



پاسخ دهید



تبلیغات

آمار سایت

  • تعداد مطالب: 3209
  • تعداد نظرات: 2044
  • بازديد امروز: 13195
  • بازديد ديروز: 10998
  • بازديد کل: 15499357
  • افراد آنلاين: 18 نفر
  • ورودی گوگل: 1


تبلیغات

  
 

تبلیغات