«یلدا» به معنای تولد
استاد زبان و ادبیات فارسی گفت: جشن یلدا از نخستین زمان حضور شعر دری وارد زبان فارسی شده و این واژه و اشاره به شب یلدا در زبان و شعر فارسی از آن زمان دیده میشود.
نیما تجبر، استاد زبان و ادبیات فارسی درباره رسمها و آئینهای شب یلدا توضیحاتی داد و گفت: «شب چله» یا «چله بزرگ» یا همان «یلدا» قابل بررسی از چندین منظر است؛ مسلماً برای افرادی که از منظر اسطورهشناسی به آن مینگرند، زمینههای خود را دارد و از منظر افرادی که از حوزه مردمشناسی به آن توجه میکنند، باز هم به گونهای دیگر بررسی و زمینههای خاص خود را دارد؛ همچنین در راستای مفهوم شب یلدا در ادبیات فارسی، بنابراین در ابتدای نگاه، شب یلدا را به سه دسته تقسیم میکنیم.
به گفته وی، برای بنده که دانشجوی همیشگی ادبیات هستم، البته اولین موضوع در واژه و در معنای واژه نهفته است.
* یلدا در معنای تولد و یک واژه سریانی است
این استاد زبان و ادبیات فارسی خاطرنشان کرد: یلدا در معنای تولد و یک واژه سریانی است؛ لغتی که از زبان پهلوی وارد و در گذشته در زبان باستانی ما حضور یافته و تا به امروز تلفظ میشود؛ بنابراین یلدا در لغت در معنی تولد و میلاد و هم ریشه با این واژهها است.
این نویسنده ضمن اشاره به این مهم که البته این واژه به زبانهای دیگری همانند زبان عربی هم راه یافته ابراز داشت: البته این واژه در آن زبان هم به همین معناست. از منظر اسطوره شناسی نیز بحث یلدا کاملا روشن است، البته تا جایی که تحقیقات اجازه داده است.
* یلدا شب زادهشدن مهر است
به گفته تجبر، زمینه یلدا با ایزد مهر در ایران باستان ارتباط دارد و مشخصا در میان جشنهای ما با جشن مهرگان؛ به این صورت که باور عمومی بر این بوده که یلدا شب زاده شدن مهر است؛ یعنی ایزد مهر یا خدای روشنیها زاده میشود و جالب اینکه در طولانیترین شب سال این مهم رخ میدهد، یعنی شبی که تیرهگی و اهریمنانگی به اوج خود میرسد؛ پس از منظر اسطورهای یلدا اینگونه تعبیر میشود که با گذشته فرهنگی ما ارتباط دارد و ریشه در آئین کهن مهرپرستی دارد.
وی یلدا را در سه دسته تببین و در ادامه سخنان خود تصریح کرد: به تبع این ارتباط و این اسطوره که در بین اقوام آریایی مرسوم و شناخته شده بوده و همچنین به صورت آئینی انجام میشده با کوچهای مختلف آریاییها به نقاط مختلف زمین همراه با فرهنگ و زبان و آداب و رسومشان به جاهای دیگر رفته است یعنی به سرزمینهای دیگری که امروزه آن را اروپا مینامیم؛ به این واسطه ارتباطی میان جشن سال نو میلادی جشن یلدا وجود دارد.
* رنگ سرخ در خان یلدا نشانگر گرما و به نوعی حفظ و پاسداری از خورشید است
وی گفت: از منظر نمادشناسی نمادها و رنگهایی که بکار میرود، همانند رنگ سرخ اهمیت خاص دارد که نشانگر گرما و به نوعی حفظ و پاسداری از خورشید است تا زمینههای جزییتر مثل زاده شدن مهر در این شب با زاده شدن حضرت مسیح (ع) و دیگر و…
این استاد ادبیات با بیان اینکه زمینه اسطوره مهر به تبع تحقیقاتی که صورت گرفته و کار تحقیقاتی اسطوره شناسان بر آن اینگونه تفسیر و تعبیر میشود، ادامه داد: در حوزه مردمشناسی یا آئینی که مردم امروزین ما آن را برگزار میکنند، در واقع در این شب مردم با گردهم نشینی، نزدهم آیی و جمع شدن در خانه بزرگان و خویشان یک شب بلند، با داستان، قصه، خنده، شادی، خان آراسته و رنگینی که خان و سفره شب یلدا نامیده میشود را سپری میکنند.
* میوههای زمستانی و آجیل ویژه یادآور اسطورههای گذشته است
نویسنده کتاب «نظریه طنز در بنیاد متون برجسته طنز فارسی» ابراز داشت: در این سفره هم مشخصا حضور میوههای زمستانی و آجیل ویژه و مجموعه چیزها یک گونه، یادآور همان تقدس یا سپندگونهگی اسطورههای گذشته ما است؛ یعنی این جشن که در گذشته کاملا به صورت آئینی و دینی برگزار میشده امروز در میان مردم ما با از میان رفتن آگاهی نسبت به ریشههای بسیار کهن خود بیشتر به صورت آئین مردمی حفظ میشود و اتفاقا و عموما جشنهایی که فارغ از سیاستها، حکومتها و دولتها و فارغ از هرگونه توصیه یا فرمایش سیاسی یا در واقع پیوسته با حاکمان یا فرمانروایان هم هست بیشتر ماندگار است تا جشنهایی که به مناسبتها در تاریخ کهن ما، سلسله، پادشاه یا گروهی باور دارند و مدتی برگزار میشود؛ چرا که این جشنها به دلیل مردمی نبودن خیلی زود از میان میرود.
تجبر درباره حفظ این آئینها اشاره و خاطرنشان کرد: کانون حفظ این اندیشه و آئین طبق معمول را به درایت و رای روشن مردم باید دانست و باز گرداند؛ اگر این جشن برگزار میشود در واقع مردم هستند که آن را نگهداشته و به شیوههایی که دانستهاند در این جشن دستبردهاند تا بدین شکل به ما برسد.
* در اشعار عنصری، معزی و ناصر خسرو و… شب یلدا آمده است
وی به بخش دوم و نگاه مردم شناسانه اشاره داشت و اضافه کرد: بررسی سفره، رنگها و شب نشینیها میتواند بستر مردمشناسانه کار باشد که در هر دو بخش میتوان با متخصاصان گفتوگو کرد تا منطق علمی درباره آن جویا شد.
این استاد ادبیات با اشاره به دیگر موضوعات مرتبط با یلدا در ادبیات فارسی اظهار داشت: در واقع باید گفت جشن یلدا از نخستین زمان حضور شعر دری وارد زبان فارسی شده و واژه یلدا و اشاره به شب یلدا در آن دیده میشود.
وی به اشعار شاعران اشاره و تصریح کرد: در شعر عنصری از شب یلدا اسم برده شده در شعر معزی و ناصر خسرو قبادیانی و… همچنین یاد و سخنی از یلدا به میان آمده است؛ حتی تا به امروز میبینیم که این جشن بازتابی در ادبیات ما داشته چرا که نمونههای فراوانی از شعر شاعران وجود دارد که اشاره به این جشن را در آثار خود آوردهاند؛ در عین حال دیگر واژهها که این جشن با آن نامیده میشود و پیشتر در بخش اسطورهای باید بررسی میشد «چله بزرگ» است که معمولا یلدا را (از آغاز دیماه تا 10 بهمن ) این چهل روز را چله بزرگ و (از 10 بهمن تا پایان سال) را «چله کوچک» میخوانند.
* راز ماندگاری شب یلدا در آئین و نزد ایرانیان
تجبر با اذعان به اینکه راز مانایی این جشن را باید جست اضافه کرد: اصل این داستان همانند دیگر جشنهای ما ایرانیان در مطابقت با امور بیرونی و طبیعی است؛ فکر میکنم یکی از رازهای مانایی جشنهای ما ایرانیان چه نوروز چه یلدا در این است که در واقع یک نماد طبیعی هم این جشنها دارد؛ یعنی تحولی در طبیعت اتفاق میافتد و این تغییر و تحول به کوشش رای، خرد، اسطوره، شب نشینی و به لطف مردم پاس داشته شده و تعبیر به امر نیک میشود.
به گفته وی، در درازترین و تیرهترین شب سال ما به جای هر اندوه و غصهایی این شب تیره را با روشنی دل با شعر حافظ، آجیل و ذوق، دیدار از افرادی که دیرگاهی در دل از آنها اندوهی به دل داشتیم سعی داریم برگزار کنیم.
وی ادامه داد: این زیباترین بخش جشنهای ایرانی و به ویژه جشن یلداست که نشانه و بهانه بیرونی وجود دارد و آن بهانه را با بهترین تعبیرات تبدیل به امری انسانی ، اجتماعی، فرهنگی و آدابی و آئینی میکنیم.
* شیوههای مختلف تفال بر دیوان حافظ صحیح است
تجبر درباره تفأل در این شب و شیوههای متفاوت در این مسیر توضیح داد: آنچه تعلق به عموم مردم دارد چه جشنها چه کتابهایی که در فرهنگ ما عمومی است و ریز، درشت، خرد، کلان، بزرگ و کوچک به آن ارادت دارند همانند حافظ و دیوان وی به اندازه تنوع اندیشهها و احوال و گونهگونی و رنگارنگی، از تنوع و تکثر برخوردار است.
وی به شیوههای مختلف تفأل بر دیوان خواجه اشاره و یادآور شد، برخی با حافظ فال میگیرند که این مهم خواسته بسیاری از بزرگان هم هست، اما اینکه این تفکر صورتهای صحیحتری داشته باشد، چنین چیزی تا جایی که بنده اطلاع دارم وجود ندارد اما نحوه تفال بر دیوان حافظ امری در عهده و اختیار مردم است.
تجبر افزود: فردی میگوید غزل سمت راست را میخوانم و فردی دیگر غزل سمت چپ را، برخی در هنگام تفال خواجه را صلا زده و او را به نامی میخوانند و برخی قسم میدهند به فرض اینکه شاخنباتی وجود داشته که حافظ دلشده او بوده؛ حتی برخی سورهای از قرآن خوانده و حافظ را میگشایند؛ هریک از این رسوم با تنوع و رنگارنگی که دارد در شکل خود صحیح و درست است چرا که از آن مردم است؛ آنچه از آن مردم باشد به اندازه و تنوع مردم هست و کسی نه میتواند تعیین کرده و حدودی برای آن قائل شود و نه میتواند بگوید چه بوده؛ یعنی در زمینههای مردم شناسی، هر آداب و آئینی، حتی با فال هر برخوردی میشود و چیز درستتری وجود ندارد، اما مسلما آنچه مردم میخواهند صحیحتر است.










