سخن روز: بر روی زمین چیزی بزرگ تر از انسان نیست و در انسان چیزی بزرگ تر از فکر او

شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱


‘از یاد رفته’؛ مجموعه ای موفق در روایت داستان

نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۰/۰۸/۲۱
منفیمثبت

مجموعه های تلویزیونی با درونمایه ملودرام نسبت به دیگر آثار تلویزیونی از جایگاه رفیعی برخوردارند و همواره بخش عمده ای از تولیدات این رسانه را به خود اختصاص می دهند.

‘از یاد رفته’ ساخته فریدون حسن پور که از جمله آثار ملودرام تلویزیونی به شمار می رود، چه در فیلمنامه و چه در اجرا به شدت از کلیشه ها پیروی کرده و چارچوب خود را بر این اساس بنیان نهاده که در بسیاری از موارد موفق بوده و در برخی دیگر ناموفق عمل کرده است.

این اثر، مجموعه ای شخصیت محوری است که قهرمان قصه، آن را پیش برده و دیگر شخصیت ها حول محور آن رشد می کنند.

‘مرتضی’ در اینجا قهرمان کلاسیکی است که در خلق آن بسیاری از کلیشه ها رعایت شده و بیننده را به طور کامل با خود همراه می سازد؛ این اتفاق در بخش های اولیه داستان پررنگ تر بوده و تصویر کامل تری از او ارایه می کرد که این ویژگی به مرور کمرنگ شد.

فریدون حسن پور در مقام خالق اثر، شروع فوق العاده ای را تدارک دیده و با غرق کردن ‘شمس الله’(پدر مرتضی) در دریا آن هم به شکلی کاملا تکان دهنده در قسمت دوم، ریسک بزرگی را متحمل شد که به نتیجه درخشانی رسید.

درگیری لفظی میان شمس الله و ‘مش رضا’(پدر گلرخ) نیز در همان اول کار بذری را در دل داستان پاشید که در ادامه به برخورد قهرآمیز مش رضا با مرتضی هنگام ازدواج او با ‘گلرخ’ ختم می شود.

البته در این راه به سنت همیشگی مجموعه هایی از این دست، اندکی افراط نیز چاشنی آن شده و گاه دور از منطق جلوه می کند اما بخش های مربوط به تنهایی های قهرمان داستان، پس از مرگ پدر و ازدواج خواهر، خوب از کار درآمده و درک عمق رنج های مرتضی کاملا برای مخاطب امکانپذیر است.

این شخصیت به عنوان محور داستان و موتور حرکت آن در بخش های مربوط به روستا خوب از آب درآمده اما با ورود به دانشگاه گرفتار کلیشه های کهنه شد و دیگر خبری از طراوت و تازگی در آن نیست.

در واقع دگردیسی مرتضی که با ورود به تهران رقم خورد، به چشم مخاطب باورپذیر نبود زیرا زمینه چینی لازم برای آن صورت نگرفت.

برای نمونه می توان به نحوه آشنایی مرتضی با ‘مینا’ در روز اول دانشگاه اشاره کرد که تا حد زیادی گل درشت به نظر می رسد؛ همین طور تشکیل برخی کلاس های دانشجویان پزشکی دانشگاه معتبری مثل دانشگاه تهران در خانه یکی از استادان که نمونه آن را کسی ندیده و نشنیده است.

در کنار آن باید به شخصیت به شدت کلیشه ای ‘استاد’ اشاره کرد که گفت وگوهای نوشته شده برای او نیز تناسبی با رشته تدریس وی ندارد.

در واقع حسن پور با تمرکز بیش از حد روی مرتضی، از دیگر شخصیت های داستان از جمله دوستان همخانه مرتضی غافل شده و برای خلق آنها به کلیشه های ساده و دم دستی پناه برده است.

همین رویه باعث شد تا شخصیت های دیگر داستان عمق نداشته باشند و تخت و تک بعدی جلوه کنند؛ نمونه این موضوع را می توان ‘مازیار’ دانست که منطق چندانی در او دیده نمی شود و حتی صحنه مرگش نیز به قدری ضعیف کار شد که هیچ تاثیر عاطفی روی مخاطب بر جای نگذاشت.

اما شخصیت گلرخ با وجود کم و کاستی هایش خوب از کار درآمد و رگه های ایرانی بسیار پررنگی دارد که در جلب نظر مخاطب تاثیر بسیار مهم و حیاتی است.

حسن پور در خلق این شخصیت از همان ابتدا روی از خودگذشتگی و مهربانی گلرخ تاکید بسیار کرد و روی آن مانور داد که نمونه آن در پول قرض دادن به مرتضی برای تهیه جهیزیه خواهرش مشاهده شد.

رنج های وی برای رسیدن به مرتضی و تلاش برای موفقیت او در دانشگاه با وجود برخی اغراق های صورت گرفته برای بیننده کاملا باورپذیر بود و آنان را به همذات پنداری با خود وا می دارد.

جهش داستان از دانشجویی مرتضی به فارغ التحصیلی اش که با تعویض بازیگر هم همراه شده، سریع و برق آسا بود و زمینه چینی لازم برای آن صورت نگرفت که این امر می توانست به قطع ارتباط کامل به مخاطب منجر شود.

شخصیت مرتضی در این بخش به طور کامل تغییر کرد و تنها رگه های کمرنگی از گذشته را در آن می بینیم که لطمه بسیار به پیکره مجموعه وارد کرده است.

بخش های مربوط به سفر مرتضی به اتریش برای ادامه تحصیل نیز بسیار کند و بی رمق از آب درآمده اند و تصادف و قطع نخاع شدن او بر اثر سانحه رانندگی نیز تاثیر لازم را بر جای نگذاشت و بیننده را شوکه نمی کند زیرا که مشابه آن را در صحنه تصادف مازیار پس از جدایی از مینا برای مخاطب نشان داده شده بود.

در مجموعه هایی از این دست، بازیگران نقش مهم و کلیدی در پیشبرد ماجرا دارند که این اتفاق تا حدودی در ‘از یاد رفته’ رخ داد و بازیگران نقش های اصلی (عمار آقایی و سپیده خداوردی) به خوبی از عهده ایفای نقش های خود برآمدند و زمینه را برای نزدیکی مخاطب به نقش ها را فراهم آوردند.

آقایی با وجود تازه کار بودنش به لحاظ میمیک چهره کاملا با شخصیت مرتضی هماهنگی داشت و معصومیت موجود در او را به خوبی به تصویر کشید؛ خداوردی نیز فراز و نشیب های گلرخ را به شکل مطلوبی به نمایش گذاشت و ویژگی های مثبت و تقریبا یگانه زن ایرانی را به مخاطب عرضه کرد.

در مجموع می توان گفت، ‘از یاد رفته’ مجموعه ساده و آرامی است که برخلاف بسیاری از نمونه های مشابه، داستان خود را به خوبی روایت کرده و برای جذب مخاطب به ندرت حاضر به باج دادن به آنان شده است که آن را می توان یکی از شاخص ترین وجوه این مجموعه تلویزیونی به حساب آورد.

Share



پاسخ دهید

*

:) :( :o :? 8) :D :x :P :wink:


تبلیغات

   

آرشیو موضوعات

آمار سایت

  • تعداد مطالب: 2868
  • تعداد نظرات: 1238
  • بازديد امروز: 1674
  • بازديد ديروز: 13625
  • بازديد کل: 5105931
  • افراد آنلاين: 14 نفر
  • ورودی گوگل: 109


تبلیغات

  


نظرسنجی