مشکل فکرهای بسته این است که دهانشان پیوسته باز است

دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶


عکسهای نشست نقد سریال ساختمان پزشکان

111111111 نوشته شده توسط salman در تاریخ ۱۳۹۰/۰۴/۰۱

نشست نقد و بررسی سریال ساختمان پزشکان با حضور عوامل سریال در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.

این نشست با حضور بازیگران و عوامل سریال همچون:شقایق دهقان,سروش صحت,بهنام تشکر,هومن برق نورد,فرناز رهنما و مهراب قاسم خانی برگزار شد.

در این نشست امیر قادری منتقد خوب سینما این سریال را مورد نقد خود قرار داد.
سروش صحت نیز ضمن تشکر از استقبال و حضور اصحاب رسانه در این جلسه گفت: ما به دنبال یک نوع جدید در این سریال نبودیم، بلکه می خواستیم کارمان طوری باشد که ضمن ارتباط برقرار کردن با مخاطب عام، رضایت مخاطب خاص را هم جلب کنیم.تیم سریال ساختمان پزشکان از گروه نویسندگی آن گرفته تا بازیگری همگی خیلی خوب با هم تناسب داشتند. من هم به نسبت کار قبلی خود تجربه بیشتری را کسب کرده ام و همه این ها باعث شد که این سریال به موفقیت برسد.

 

 

 


عکسهای نشست نقد سریال ساختمان پزشکان


بازیگران ساختمان پزشکان


عکسهای نشست نقد سریال ساختمان پزشکان


بازیگران ساختمان پزشکان


بازیگران ساختمان پزشکان


بازیگران ساختمان پزشکان

عکسهای نشست خبری سریال توطئه فامیلی

111111111 نوشته شده توسط salman در تاریخ ۱۳۹۰/۰۴/۰۱

نشست نقد و بررسی سریال توطئه فامیلی، صبح شنبه 28 خرداد با حضور مجید اوجی تهیه کننده، فلورا سام نویسنده و بازیگر و مریم امیرجلالی و آناهیتا همتی برگزار شد.

 


مریم امیرجلالی


فلورا سام


عکسهای نشست خبری سریال توطئه فامیلی


آناهیتا همتی


مریم امیرجلالی


فلورا سام


عکسهای نشست خبری سریال توطئه فامیلی


آناهیتا همتی


عکسهای نشست خبری سریال توطئه فامیلی

پیرترین دختر جوان + عکس

111111111 نوشته شده توسط salman در تاریخ ۱۳۹۰/۰۴/۰۱

یک دختر 13 ساله انگلیس به نوعی بیماری دچار شده که علائم پیری در صورت وی نمایان شده است.

به گزارش پانا، “زارا” دختر 13 ساله انگلیسی است که اخیرا به نوعی بیماری عجیب دچار شده که علائم زودهنگام پیری در صورت و چهره وی نمایان شده است.

این بیماری موجب شده که این دختر جوان را به پیر زنی 50 یا 60 ساله تبدیل کند در حالی که مادر او 40 سال بیشتر ندارد.

گفته می شود این دختر جوان که توسط خانواده اش برای درمان نزد پزشکان متخصص پوست برده شد، آنان تشخیص دادند که علت این پیری زودرس، جمع شدن چربی های اضافی پشت پوست صورت و پس از آن سوختن این چربی در مدت زمان کوتاه بوده است.



انشاء یک بچه دبستانی در مورد ازدواج

111111111 نوشته شده توسط salman در تاریخ ۱۳۹۰/۰۴/۰۱

نام : کمال

کلاس :دوم دبستان

موزو انشا : عزدواج!

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.

تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.

از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !

اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید

من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند.

همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود.

دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!

البته زندان آدم را مرد می کند.عزدواج هم آدم را مرد می کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!

این بود انشای من.

قانون های آقایون برای خانم ها

111111111 نوشته شده توسط salman در تاریخ ۱۳۹۰/۰۴/۰۱

قوانینی که خانوم ها رعایت نمیکنن!

همیشه خانم ها به امر شریف «شرط و شروط تعیین کردن» مشغولن. ولی حالا وقتشه که ما مردها هم تکلیف خودمون رو روشن کنیم…

خانوما توجه کنن؛ اینها قانون های ما هستن:
توجه بفرمایید که همه قانون ها شماره ”۱“ هستن

۱- با شما خرید کردن ورزش نیست. ما هم دوست نداریم فکر کنیم که هست.

۱- گریه کردن یعنی باج خواستن!

۱- هر چیزی که می خواهید درست بگید. بذارید درست روشنتون کنیم:
با گوشه زدن به جایی نمی رسین
با کنایه زدن به جایی نمی رسین
با حرفای مبهم به جایی نمی رسین
صاف و پوست کنده بگین چه مرگتونه

1. هیچ اشکالی نداره اگه سوال های ما رو با ”بله“ و ”خیر“ جواب بدین. خیلی هم خوشحال میشیم.

1. بی زحمت فقط وقتی مشکلتون رو پیش ما بیارین که بخواهین ما حلش کنیم. ما فقط مشکل حل کردن بلدیم. اگه همدردی می خواهید برید پیش بقیه خانم ها.

۱- اگه برای ۱۷ ماه متوالی سردرد دارید، یه چیزیتون میشه. خودتونو به دکتر نشون بدین.

۱- چیزایی که ۶ ماه پیش گفتیم رو توی دعوای امروز علیه خودمون استفاده نکنین. اصلاً می دونین چیه؟ ما فقط حرفای هفته پیش یادمونه.

۱- اگه فکر می کنین چاقین خب حتماً هستین دیگه. چرا باز می پرسین ؟

۱- اگه از حرف ما ۲ تا برداشت می کنین و یکیش شما رو عصبانی یا غمگین می کنه، پس منظور ما این یکی نبوده، اون یکی بوده.

۱- یا از ما بخواهید یه کاری براتون بکنیم، یا بهمون بگید چطوری باید انجامش بدیم. نه هر دو تاش با هم!
اصلاً اگه شما بهتر می دونید که چطور باید انجام بشه، چرا خودتون انجام نمی دین؟

۱- اگه خیلی احساس میکنین که حتماً باید یه حرفی رو بزنین، حداقل تا آگهی بازرگانی تلویزیون صبر کنین. نه وسط فیلم!

۱- کریستف کلمب از کسی آدرس نپرسید. ما هم نمی پرسیم.

۱- ما مردا فقط اسم ۱۶ تا رنگ رو بلدیم.

۱- اگه ما پرسیدیم ”چته؟“ و شما گفتین ”هیچی“، ما هم فرض می کنیم چیزیتون نیست. البته میدونیم که یه مرگیتون هست، ولی به دردسرش نمی ارزه.

۱- اگه یه چیزی می گین ولی نمی خواهین جوابشو بشنوین، پس ما هم یه جوابی می دیم که نخواهید بشنوید.

۱- وقتی می خواهیم با هم بریم بیرون، هر چی که بپوشین خوبه. به جون خودتون راست می گم.

۱- لباساتون کافیه.

۱- کفشاتون هم خیلی زیاده.

۱- اندام ما خیلی هم متناسبه. خپل هم خیلی خوبه.



خانمای محترم. از اینکه این مطلب رو خوندین متشکرم.
:thankyou:
ضمناً اگه قراره امشب خونه راهمون ندید،نگران نباشید.
:13:
بیرون خوابیدن برای مردا مثل پیک نیکه.
:177::قلیون:

ترجمه اصطلاحات رایج ایرانی

111111111 نوشته شده توسط salman در تاریخ ۱۳۹۰/۰۴/۰۱

پدرم در آمد و پدر تورا هم در میارم
My father came out, and I will take out your father

مرده شورتو ببرن
May they take away your dead washer

ارواح شکمت
Ghosts of your stomach

سرم کلاه نگذار
Don’t put a hat on my head

چرا هیزم تر بمن می فروشی
Why are you selling me wet wood

تکلیفم رو روشن کن
Light up my homework

خرش از پل گذشت
His donkey passed the bridge.

دم بریده
Cut tail

چه خاکی بر سرم بکنم
What kind of dirt shall I put on my head

سرش با دمش بازی می کنه
His head is playing with his tail

گلیمتو از آب بکش
Pull your carpet out of the water

خوشی زده زیر دلش
Happiness has hit you under your stomach

چنان بزنم که برق از چشمت بپره
Punch you so hard that electricity will come out of your eyes

زهر مار
Snake Venom

درد بی درمون
Pain without a cure

فکر می کنه از دماغ فیل افتاده
He thinks he has fallen out of an elephant’s nose

سگ سبیل
Dog’s mustache

چشمتو در میارم
I’ll take out your eyes

قدمت روی چشمم
Your step on my eye

قربونت برم
May I be sacrificed for you

شتر دیدی ندیدی
You have seen camel; you haven’t seen

کرم نریز
Don’t drop worms

زبون درازی می کنه
He does long tongue

خر تو خره
Donkey into donkey

مثل فیل و فنجون می مونن
They are like an elephant and a tea cup

هندونه زیر بغلم نذار
Don’t put watermelon under my arms

با دیوار یکیت می کنم
I’ll make you one with the wall

می خواستم ببنم فضولم کیه
I wanted to see who my nosy person is

بهم چپ چپ نگاه نکن
Don’t look at me left left

آبرومو برد
Took the water from my face

ما رو سیاه کرد
Painted us black

در دیزی بازه، حیای گربه کجا رفته
The door to the pot is open, where is the integrity of the cat

شتر سواری دولا دولا نمی شه
You can’t ride a camel bending, bending

کور خونده
Blind read

سگ می زد، گربه می رقصید
The dog was hitting, the cat was dancing

صفحه 11 از 141234567891011121314



تبلیغات

آمار سایت

  • تعداد مطالب: 3208
  • تعداد نظرات: 2044
  • بازديد امروز: 2771
  • بازديد ديروز: 6463
  • بازديد کل: 12596952
  • افراد آنلاين: 13 نفر
  • ورودی گوگل: 1


تبلیغات

  
 

تبلیغات