برای اینکه دوستت داشته باشم و به تو احترام بگذارم،مجبور نیستم با تو هم عقیده باشم

دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶


لیلا حاتمی و شهاب حسینی بار دیگر در کنار هم بازی می کنند

111111111 نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷

شهاب حسینی و لیلا حاتمی که پیش از این در «جدایی نادر از سیمین» و «پرسه در مه» همکاری داشتند، به عنوان بازیگران اصلی «بد نامی مهری « به ایفای نقش خواهند پرداخت.

این فیلم تازه ترین محصول موسسه بُشرافیلم است و توسط ابراهیم مختاری کارگردانی می شود. داستان فیلم درباره زندگی و مشکلات یک مددکار زن است. مختاری سال ها پیش در فیلم «زینت» هم به این ماجراها از زاویه دیگر پرداخته بود و سابقه مستندسازی هم در باب این موضوع دارد.

 صابر ابر و آناهیتا افشار از دیگر بازیگران «بدنامی مهری» هستند و جمال ساداتیان تهیه کننده فیلم از مختاری خواسته امور تولید را طوری پیش ببرد که اولین نمایش فیلم در جشنواره فیلم فجر باشد

راه هایی برای راه رفتن روی اعصاب اطرافیان

111111111 نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷

– توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواهید که هر چی شعر بلده بخونه.
– جدول نیمه تمام دوستتون رو حل کنین.
– وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستن مرتب کانال رو عوض کنین.
– از بستنی فروشی بخواین که اسم ۵۴ نوع از بستنی هارو براتون بگه.
– در یک جمع، سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین.
– به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین.
– وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین.
– وقتی با بچه ها بازی فکری میکنین سعی کنین از اونها ببرین.
– ایده های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین.
– شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنین.
– اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین.
– وقتی کسی لباس تازه میخره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته.
– وقتی دوستتون رو بعد از یه مدت طولانی میبینین بگین چقدر پیر شده.
– وقتی کسی در یک جمع جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود.
– چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین.
– بادکنک بچه ها رو بترکونید.
– اشتباهات لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بخندین.
– وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه می کنه بهش بگین که موی بلند بیشتر بهش میاد.
– بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین.
– ایمیل های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین.
– توی کنسرت های موسیقی بزرگ و هنری، بی موقع دست بزنین.
– حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین.
– نصف شب ها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین.
– دوستتون که پاش توی گچه رو به فوتبال بازی کردن دعوت کنین.
– عکس های عروسی دوستتون رو با دست های چرب تماشا کنین.
– شیشه های سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض کنین.
– موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین.
– توی ظرف های آجیل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندق های دهان بسته بذارین.

سرک در زندگی کاری و شخصی رضا عطاران

111111111 نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷

● رمز و راز زندگی بازیگر رکوردشکن سال چیست؟

آقای جبلی روبه روی ما نشسته بود. بدون آن موهای افشان و آن عینک غلط انداز. آقای جبلی، همان معلم بی دست و پا و تو دل بروی دبیرستان دختران المپیادی. این، بعدازظهر جمعه ای بود که گفت وگو با رضا عطاران دلپذیرترش کرد. وقتی که کارتان روزنامه نگاری در حوزه سینما و تلویزیون باشد، این بعدازظهر را از یاد نخواهید برد. در میان این تعداد سوپراستار و بازیگر و هنرور پرافاده، رضا عطاران، از آن جا بی همتاست که چیزی نیست غیر از آنی که انتظار داریم. او بعد از موفقیت خیره کننده فیلم آخرش، هنوز همان آقای جبلی است. همان رضا عطاران که سال ها پیش بود. در این گفت وگو از سادگی اش، از بی خیالی اش و حسی که هی به ما می گفت او سرکارمان گذاشته، لذت بردیم. از تک جمله هایش و خنده هایی که درست مثل خنده های آقای جبلی بود. خنده هایی که گرچه در خود فیلم به آن نمی خندیدند، اما ایرانی ها را روده بُر کرده است. اگر می خواهید بدانید چرا همه رضا عطاران را دوست دارند، بد نیست که این گفت وگو را هم بخوانید. گفت وگو درباره مردی که هرگز نمی تواند گریه کند.

 ● بازیگران طنز، جدی گرفته نمی شوند

این که وقتی مردم ما را می بینند به فکر خنده و شادی می افتند، خیلی بد نیست، اما این مساله به مرور باعث این شده که بازیگران طنز در ایران خیلی حال شان خوب نباشد. اصولا یک بازیگر دوست دارد در ژانرهای متنوع نقش آفرینی کند، اما در ایران خیلی سریع در یک کلیشه تثبیت می شود.همین مساله باعث شده خیلی از بازیگران طنز که هیچ وقت جدی گرفته نشدند، سرخورده شده و اتفاق های خوبی برایشان نیفتد. در خیلی از جاها که برایشان مهم است، تحویل گرفته نمی شوند؛ مثلا در جشنواره ها. البته خوشبختانه همه جا ما را دعوت می کنند، اما وقتی پای جایزه دادن وسط می آید، خبری نیست. خود خانم آسایش که امسال به دلیل نقش آفرینی در یک نقش طنز جایزه گرفت، در اصل بازیگر جدی است و به عقیده من اگر یک بازیگر کمدی بود، این جایزه را به او نمی دادند. این طور می شود که بازیگران طنز به مرور به ورطه بازی در فیلم هایی که خیلی جالب نیست و خودشان هم خیلی دوست ندارند، می افتند. خود من هم فیلم هایی بازی کرده ام که جالب نبوده.

 ● من و مدیری در هملت

در کارهای نمایشی که انجام می دادیم، در عین حال که همه چیز جدی بود، خودم احساس می کردم که تماشاچی با ناخودآگاه من که به طنز می زد، بیشتر همراه است. مثلا دو نمایش کار کردم با دکتر قطب الدین صادقی. نمایش های هملت و سیمرغ. من و آقای حسن خلیلی فر نقش دوستان هملت را داشتیم. یادم هست با وجود این که نقش جدی بود، تماشاچی می خندید. در سیمرغ هم من یکی از ۳۰ مرغ بودم که باز هم همین اتفاق می افتاد. در نمایش هملت مهران مدیری هم نقش لاهرتیس برادر اوفیلیا را بازی می کرد. با هم همانجا آشنا شدیم. دو، سه سال بعد از این، هسته اولیه گروه ساعت خوش در نوروز ۷۲ شکل گرفت که شامل مرحوم داوود اسدی، ارژنگ امیرفضلی و مهران مدیری بود که بعد قرار شد ساعت خوش را با بازیگران بیشتری کار کنند. در مرحله اول از ۷۰ نفر تست گرفتند که من در آن حاضر نبودم، اما مدیری بعدا یادش آمده بود و با من تماس گرفت و من هم به گروه ملحق شدم. سعید آقاخانی هم از بچه هایی بود که در هملت کار کرد. یوسف صیادی هم در سیمرغ حضور داشت و از همین طریق ساعت خوشی شد.

● تقدیر بی تقصیر نیست

مراقبت یکی از مهم ترین نکات برای موفقیت است، اما من خیلی ها را می شناسم که بیشتر مراقبت می کنند، کتاب های بیشتری می خوانند و… ولی اتفاقات خوبی برایشان نمی افتد. علت این موضوع را نمی دانم. اما برای بعضی ها اتفاقات خوبی می افتد و برای بعضی ها هم نه. مثلا خود من داشتم زندگی ام را می کردم که یکهو ساعت خوش پیش آمد و ما رفتیم جلو.

● مطالعه را دوست ندارم

زشت است بگویم، اما من مطالعه را اصلا دوست ندارم، همان طور که دوست ندارم کسی هنر را به من آموزش بدهد. من در این مورد تجربه کردن را ترجیح می دهم. البته علت این که مطالعه نمی کنم، این است که قبلا تاثیر کتاب ها را روی خودم دیده ام، مثل وقتی که سری کامل کتاب های کامو را خواندم. من زود تحت تاثیر قرار می گیرم و بنابراین از خواندن اجتناب می کنم. راه حل من نوشتن درباره چیزی است که باید درباره اش بخوانم. البته من دارم از همه یاد می گیرم، اما درس گرفتن را دوست ندارم. دانشگاه را هم به همین دلیل رها کردم.

● من و همسر بازیگرم

دغدغه های امروز من شبیه به آدمی است که زن دارد، ۱۶ سال است ازدواج کرده و کارگردان است. مهم ترین چیز هم در زندگی ام، کار است.

همسر من در اوایل زندگی مشترک تئاتر کار می کرد، اما یواش یواش بی خیال شد. البته الان گهگاه بازی می کند.

مثلا در فیلم صندلی خالی بازی کرد و نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر شد. کارش خیلی خوب است اما ظاهرا خیلی علاقه ندارد.

البته نگاه او جدی است و از دست من حرص و جوش می خورد.

● مدیری ظاهرا با زندگی حال نمی کند

بزرگ ترین ویژگی مهران مدیری به عقیده من هوش سرشاری است که دارد و توانایی جمع کردن آدم هایی که البته آنها جنم خوبی در بازیگری طنز دارند و امتحان شان را پس داده اند. او سال های سال در اوج بوده و مردم دوستش دارند و این چیز کمی نیست. البته او ظاهرا خیلی با زندگی حال نمی کند. من چون خیلی رفت و آمدی با مدیری ندارم، در این مورد نمی توانم اظهارنظر کنم.

● نه مظلومم، نه غمناک

من اصلا بلد نیستم جوک تعریف کنم. یعنی وقتی یک جوک خوب را برای بقیه بازگو می کنم، کلا طوری تعریفش می کنم که حتی یک نفر هم نمی خندد. این یکی از خصوصیات من است. اما فکر می کنم چهره ام به من کمک کرده تا کمی به عنوان یک بازیگر طنز، جا بیفتم. ضمن این که علاقه زیادی هم دارم. البته چهره ام یک کمی مظلوم است و این چیزی است که من از آن حسابی سوءاستفاده کرده ام. به خصوص در دوران دبیرستان که همه فکر می کردند بچه درس خوانی هستم. مرا می گذاشتند مبصر در حالی که من رهبر شلوغی ها و شیطنت ها بودم. البته وقتی که مدیر و ناظم می آمدند، دوباره من همان آدم مظلومه می شدم و اگر با کسی هم مشکل داشتم، کارش ساخته بود!

 ● پدرم به هنر علاقه ای ندارد

۱۷ سال پیش که ساعت خوش را بازی کردم، ۲۷ سالم بود. آن موقع در اکثر مصاحبه ها راجع به کودکی، خانواده و… حرف می زدم و آخرش کار به جایی رسیده بود که همه می دانستند که من قورمه سبزی دوست دارم. اما برای این که شما هم بدانید، ما یک خانواده ۶ نفره بودیم. چهار برادر و خواهر. این خانواده ربطی به هنر نداشت، اما از سال ۵۸ و ۵۹ کار هنر را شروع کردم، در حالی که سنی هم نداشتم.

در کوچه بچه ها را جمع می کردم و نمایش اجرا می کردم. همیشه هم اجراها مربوط به زمانی بود که پدرم نبود. او موافق کار من نیست. پدر من کارمند دفتر ترمینال اتوبوسرانی بود و هنوز هم علاقه ای به کار من ندارد. یک بار پدرم وسط یک اجرای خانگی سر رسید و همه میهمانان را ریخت بیرون!

● روی بچه نداری توافق داریم!

من و همسرم بچه های مردم را دوست داریم، اما تصمیمی برای پدر و مادر شدن نگرفته ایم

● مردم با اسم کوچک صدایم می کنند

من ماشین ندارم و رانندگی نمی کنم و همین باعث می شود که خیلی بیشتر با مردم باشم و از حرف های آنها استفاده کنم. نمی دانم دلیلش چیست، اما مردم به راحتی درباره مشکلات شان با من صحبت می کنند. حتی مرا با اسم کوچک –رضا– صدا می کنند. مردم به من اطمینان می کنند، اما اشتباه شان همین جاست! (خنده)

● هیچ وقت از پا نمی افتم

بازیگری تنها راهی است که می توانم از آن راحت زندگی کنم و بهترین راهی است که می توانم به زندگی زیاد فکر نکنم. بنابراین اگر یکی، دو کار نه چندان خوب در بین کارهایم اتفاق افتاد، نباید همه چیز را کنار بگذارم و افسرده بشوم. باید به دنبال راه فرار باشم و آن را جبران کنم. در این مورد نمی توانم زیاد توضیح بدهم، چون احتیاج به صراحتی دارد که الان همراهم نیست.

● بازیگری، ۱۵ سال است و بعد…

پول را دوست دارم؟ بله. البته الان دیگر نه. خیلی از کارهایی را که دوست داشتم انجام داده ام و حالا در نقطه صفرم. به نظر من درباره ثروت بازیگرها یا کارگردان ها قضاوت درستی نمی شود. چون کار ما مقطعی است. مثلا خود من امسال فقط در کار خودم بازی کردم، چون اولین فیلمم هم بوده، قرارداد خیلی خوبی نبستم. فرض کنید من تا آخر سال دو کار دیگر هم بکنم. فرض کنید این موفقیت ها تا پنج سال دیگر هم ادامه داشته باشد، خب، بعد از این چه می شود؟ خیلی از بازیگرانی که سه دهه پیش بیشترین دستمزد را می گرفته اند، بروید ببینید شرایط زندگی شان چطور است. بازیگری یک مقطع ۱۰ تا ۱۵ ساله دارد. هرکسی را ببینید که مسن است و قبلا شرایط خوبی داشته، الان این وضعیت را ندارد.

من باور نمی کنم که بازیگری برای حضور در یک سریال، ماهی ۵۰ میلیون تومان دستمزد می گیرد. همیشه این ارقام غیرموثق است و بالا و پایین گفته می شود. البته هرچه قدر هم که این دستمزد بالا باشد، باز هم قرار است از این پول در طول عمر استفاده شود که با توجه به این که بازیگرها عموما دوراندیشی اقتصادی ندارند، بعد از پنج، شش سال این پول تمام می شود.

 ● کار دوم

نه تنها من که همه بچه ها دنبال این هستند که کنار این کار، یک کار دومی انجام بدهند. وقتی دور هم جمع می شویم، از هم سوال می کنیم چه شد آن کار؟ آن رستورانی که قرار بود بزنی، به کجا رسید؟ ولی هیچ وقت این حرف ها به جایی نمی رسد. خود من تنبلی مفرطی دارم و فکر اقتصادی خوب هم ندارم. خیلی ها زدند به یک کاری و آن چیزی را هم که داشتند، از دست دادند. در کل شرایط خیلی جالب نیست. حتی اگر خبر سراسری اعلام کند فلانی ۱۰۰ میلیون و دیگری ۵۰ میلیون گرفته، اما آن بازیگر ۱۰۰ میلیونی بنده خدا چهار سال است کار نکرده و از همه ما بدبخت تر است!

● عکس من در عکاسی

آن عکاسی ای که عکس مرا به عنوان تابلو استفاده می کند، یک دوست است که بده بستان مالی خاصی بین مان برقرار نیست.

● بازی من به کارهای مدیری نمی خورد

بزرگ ترین ویژگی ساعت خوش تنوع نقش هایش بود. مثلا نادر سلیمانی، نصرالله رادش، ارژنگ امیرفضلی، من، رامین ناصرنصیر، رضا شفیعی جم، خود مهران مدیری، حمید لولایی و… هرکدام یک جور بودند و یک جور بازی می کردیم. مثلا ارژنگ نقش های فانتزی را دوست داشت و داوود اسدی خدابیامرز، طنزهای جدی را بازی می کرد که معنای فلسفی داشت. من و سعید آقاخانی کار رئال دوست داشتیم که همین حالا هم همان سلیقه را داریم. علت این که من بعدا با مهران مدیری کاری انجام ندادم، همین است. چون با وجودی که دوست داشتم، اما کاراکتر بازی ام به نقش های او نمی خورد و به من نمی چسبد. من واقعا دوست داشته ام که با مدیری کار کنم، اما نشده. از خدایم است که مدیری در یکی از کارهای من بازی کند، اما از نقش هایی که رد می کند، مطمئن می شوم که حتما با من کار نخواهد کرد.

● اولین برخورد با رامبد

اولین تجربه کارگردانی من «سیب خنده» بود که برای گروه کودک شبکه اول انجام دادم. رامبد جوان در همان زمان داشت کار «خانواده سبز» را با همان دفتر با مرحوم شکیبایی و بقیه انجام می داد. ما در آن سال ها با هم آشنا شدیم و سال بعد هم در «سرزمین سبز» با هم کار کردیم. رامبد آدم خوب، درست و البته رکی است. در این خصوصیت اخیر، من کاملا برخلاف او هستم.

● من خودم را بازی می کنم

به نظر من بزرگ ترین بخش کار هر کارگردان، انتخاب بازیگر است و اگر انتخاب بازیگر درست باشد، ۷۰ درصد کار حل شده است. من خیلی در پیش تولید کار به این موضوع دقت می کنم. این که سوال می کنید چرا من نقش آدم های آسمان جُل را بازی می کنم، به این دلیل است که شما باور نخواهید کرد که من یک آدم پولدار هستم. این را قبلا امتحان کرده ام. در فیلم کلاهی برای باران، قرار بود نقش آدم پولداری را بازی کنم که به دزدی علاقه داشت، اما در نهایت باز اتفاق دیگری افتاد و اتفاقا راه درست را رفتیم. حالا هر بازیگری وقتی در نقش فرو می رود، بهتر است نقش را از وجودش بگیرد. من فکر می کنم این سربه هوایی، جدی نگرفتن کارها و شوخی کردن با همه چیزهای اطراف در من هست و از آن استفاده می کنم. من به خودم آموزش داده ام که این طور باشم تا اتفاقات جدی دنیا رویم تاثیر نگذارد.

● وقتی متن ورود آقایان ممنوع را خواندم…

اولین بار که فیلمنامه ورود آقایان ممنوع را خواندم، سه سال پیش بود. این فیلم قرار بود در دفتر آقای منوچهر محمدی توسط خانم مرضیه برومند ساخته شود و من هم همین نقش آقای جبلی را داشتم. همان وقت من فکر می کردم برای این متن یک اتفاقی می افتد. آن زمان نشد ولی سری بعد که رامبد جوان کارگردان شد، دیدم شرایط همان طور خوب است و متن هم بهتر شده. پیشنهاد خوبی بود، قبول کردم و واقعا راضی ام. برای خود من موفقیت فیلم بیشتر از حد انتظار بود.

 ● دستمزد من نصف مبلغ اعلام شده است

مبلغی که در تلویزیون به عنوان دستمزد بازیگران اعلام شد، برای من خیلی خوب بود؛ چون دستمزدم را بالا برد! البته دستمزد من در حد نصف چیزی بود که اعلام شده بود. همان طور که می دانید دستمزدها مبنای خاصی ندارد و بالا و پایین می شود. یک موقع هست که دوست داری با یک کارگردان کار کنی و نصف قیمت می گیری و برعکس. یک موقع فقط برای پول کار می کنی. بازیگر نقش مقابل و شرایط مختلف در این زمینه موثر است.

زنـدگـی بـا زنـده بـودن فـرق دارد

111111111 نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷

زنده بودن فی نفسه دارای ارزش است. به همین دلیل است که همه موجودات از کوچک ترین میکروب تا اشرف مخلوقات، برای زنده ماندن تلاش می کنند. ممکن است یک جانور تک سلولی به نظر انسان بسیار حقیر برسد اما حتی آن موجود هم دارای خصوصیتی است که انسان نمی تواند آن را بیافریند…

زنده بودن، یعنی همان تعادل لرزنده ولی پیچیده ای که نام حیات به آن داده ایم و فقط خداوند قادر به خلق آن بوده است. اگر همه اجزای یک میکروب را کنار هم بچینیم و مولکول های پیچیده و موادمعدنی را هم کنار یکدیگر بگذاریم، آن مجموعه حیات نخواهد یافت و به یک سامانه زنده تبدیل نخواهد شد. به همین دلیل است که ارزش زنده بودن را که در فرضیه عمومی سامانه های زنده به عنوان یک پدیده نوخاست مطرح می شود و هدیه خداوند است، باید شناخت.

اما همان گونه که سامانه زنده بر موجود بی جان و جماد برتری دارد، در سیر تکاملی زندگی، حرکتی را به سوی شعور می بینیم. این شعور، آگاهی از زندگی، آگاهی از خود و سرانجام آگاهی از آفریننده است که در مسیر تکامل زندگی پدیدمی آید. باز هم برحسب فرضیه عمومی موجودات زنده، پدیده نوخاسته دیگری به نام زبان، اندیشه و خودآگاهی در انسان به لطف حق پدیدار شده و او را بر دیگر جانداران برتری داده است.

انسان تنها موجودی است که نه فقط زنده است بلکه آگاهی کامل از زنده بودن خود دارد. انسان برخلاف دیگر موجودات زنده نه فقط در زمان حال زندگی می کند بلکه گذشته و آینده هم دارد. انسان تنها موجودی است که دارای تاریخ است یعنی علاوه بر گذشته فردی، گذشته گروهی هم دارد که برای ساختن آینده بهتر از آن عبرت بگیرد. توجه به موارد فوق الذکر باعث شده تعریف محدود تندرستی، امروز به تعریف جامع تر سلامت که شامل ابعاد زیستی، روانی، اجتماعی و روحانی زندگی است، تبدیل شود. انسان سالم نه تنها به بیماری های جسمی دچار نیست، بلکه مشکلات روانی نیز ندارد.

۸ راز ازدواج موفــق

111111111 نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷

اگر احساس می کنید بعد از ازدواج رابطه تان با همسرتان کمی سرد شده و مثل گذشته گرم و صمیمی نیستید نکات زیر را بخوانید و به آنها عمل کنید.

۱) مسایل کوچک را سرسری نگیرید 
شاید به نظرتان برسد برخی مسایل آنقدر کوچکند که نمی توانند باعث دعوا شوند اما کاملا برعکس گاهی نگذاشتن ظرف ها در ظرفشویی یا درآوردن کفش در مکانی نامناسب، باعث دعواهای بزرگی می شود. اگر مسایل کوچک بین زوج ها حل نشود تبدیل به یک مشکل بزرگ خواهد شد. پس اجازه ندهید مشکلات بی اهمیت صمیمیت?تان را از بین ببرد و با گذشت زمان شما را از هم دور کند. اگر بتوانید مسایل کوچک را بین خود حل کنید به راحتی از پس حل مشکلات بزرگ تر برمی آیید.
۲) ابراز علاقه کنید 
برای خوشبخت بودن در یک رابطه لازم است هر روز پیام مثبت دریافت کنید. بیان جملاتی نظیر دوستت دارم، دلم برایت تنگ شده، احساس خوبی به من می دهی یا خرید یک هدیه، می تواند عشق را شعله ور کند. فراموش نکنید مردان بیش از زنان به شنیدن این مسایل نیاز دارند. زن ها برای حرف زدن و بیان احساساتشان معمولا اشخاص دیگری را در کنارشان دارند اما مردها به ندرت کسی را پیدا می کنند. در میان زوج هایی که زنان به همسرشان ابراز علاقه نمی کنند، میزان طلاق ۲ برابر است.
۳) ابراز احساسات را نادیده نگیرید 
مردان با درست کردن میز شکسته آشپزخانه ممکن است علاقه خود را به همسرشان نشان دهند در صورتی که زنان با بیان کلمات این کار را می کنند. فراموش نکنید که زنان و مردان راه های متفاوتی از هم برای بیان احساسات دارند پس به شکلی که همسرتان از طریق آن ابراز احساس می کند احترام بگذارید.
۴) صحبت کنید 
هر روز حداقل ۱۰ دقیقه در مورد مسایلی غیر از کار، خانواده، وظایف و رابطه تان صحبت کنید. برخی افراد فکر می کنند همیشه در حال برقراری ارتباط با همسرشان هستند در حالی که در واقع در حال انجام کارهای روزمره اند. ارتباط برقرار کردن واقعی یعنی اینکه شما در رابطه با موضوعات خصوصی، اهداف و رویاهایتان با همسرتان صحبت کنید. به عنوان نمونه موضوعاتی مانند اینکه آیا شده برای چیزی حسرت بخوری؟ وقتی بچه بودی مامان را بیشتر دوست داشتی یا بابا را؟ سال گذشته بهترین کاری که انجام دادی و به آن افتخار می کنی چه بوده است؟ هرچه سوالات شما خصوصی تر باشد درجه صمیمیت شما بالاتر می رود.
۵) از روزمرگی فرار کنید 
تمامی روابط ابتدا و انتهایی دارند. زوج هایی که در روزمرگی بمانند به انتهای خط می رسند و روزمرگی خوشبختی آنها را در خود دفن می کند. اگر می خواهید رابطه خوشبختی داشته باشید باید کاری کنید زوج شما احساس بی حوصلگی نکند و از روزمرگی بیرون بیاید. چه عیبی دارد هر از چند گاهی کاری انجام دهید که عادت به انجام آن نداشته اید. با هم به پارک بروید و بدمینتون بازی کنید.
۶) داستان پریان واقعیت ندارد 
برخلاف آنچه عموم مردم فکر می کنند ۲ نفر به خاطر داشتن روابط جنسی و برقراری ارتباط با هم ازدواج نمی کنند. آنچه ۲ نفر را به هم نزدیک تر می کند دلسردنشدن است. دلسردی از جمله دلایل اصلی احساس بدبختی در انسان هاست. پس در مورد مشکلات زندگی با هم صحبت کنید و راه حلی بیابید تا طرف مقابل شما دلسرد نشود.
۷) به موقع دعوا کنید 
اگر از چیزی ناراحتید موقع مناسبی برای پیش کشیدن آن پیدا کنید. در مورد آنچه می خواهید بگویید درست فکر کنید. بعد از اتمام بحث هم حتی اگر شما آغازگر بحث نبوده اید یا مقصر نیستید، عذرخواهی کنید. اگر دعوا را درست اداره نکنید به مرور رابطه بین شما و همسرتان سرد می شود.
۸) روی منفی ها تمرکز نکنید 
برای انجام فعالیت های مثبت وقتی تعیین کنید و تمام تمرکزتان را روی حذف منفی ها نگذارید. اشتباه بسیاری از زوج ها این است که روی امور منفی زندگی و حذف آنها تمرکز می کنند. به جای اینکه تمام مدت به دنبال حل مشکلات زندگی باشید به لذایذ آن، دوستی ها و احساسات تان بها دهید تا ببینید مشکلات چه راحت از سر راه کنار می روند.



خیار درمانگر حساسیت های پوستی و فشار خون

111111111 نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷

خیار دارای مقدار سبیار بالایی از ویتامین C است، این میوه بی مزه در درمان فشار نقش مهمی دارد.

 خیار درمان کننده فشار خون است.

براساس مطالعات اخیر دانشمندان،خیار حاوی مقدار کمی فیبر،املاح و ویتامین به ویژه ویتامینC است.یک فنجان متوسط خیار برش خورده، حدود 6 درصد از نیاز روزانه به ویتامین C را تامین می‌کند. 95 درصد خیار از آب تشکیل شده است و خوردن یک فنجان خیار ورقه شده با نوشیدن یک لیوان آب برابری می‌کند.

محققان بر این باورند که خیار به کاهش فشار خون کمک می‌کند و از این رو مصرف آن برای افرادی که دچار پرفشاری خون هستند توصیه می‌شود.همچنین خیار به درمان حساسیت‌های پوستی و آفتاب‌‌سوختگی کمک می کند.

چهار کاتالیست بومی‌شده صنعت پتروشیمی رونمایی شد

111111111 نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷

گروه پتروشیمی: امروز (پنج‌شنبه 7 مهر) چهار کاتالیست بومی‌شده صنعت پتروشیمی که در زمره کاتالیست‌های تحریمی این صنعت بوده‌‌اند، با حضور وزیر نفت رونمایی شد.

 یکی از این کاتالیست ها، کاتالیست دهیدروژناسیون پارافین‌های سبک و سنگین است که کار تولید داخلی آن از سال 1387 آغاز شد و در سال 1389 با طراحی، ساخت، نصب و راه‌اندازی پایلوت به پایان رسید.

برای تست این کاتالیست 15 کیلوگرم از آن در مقیاس پایلوت تولید و از آن در راکتور دهیدروژناسیون واحد MTBE بندر امام استفاده شد که پس از آن در این واحد و واحد LAB مجتمع پتروشیمی بیستون مورد استفاده قرار گرفته است، ضمن این که پیش بینی شده در دو واحد PDH پتروشیمی سلمان در بندرامام و مهرپتروکیمیا در عسلویه نیز مورد استفاده قرار گیرد. این واحدها که تا سه سال آینده راه‌اندازی می شوند، پروپیلن را از پروپان به روش اکسی دهیدروژناسیون تولید می‌کنند.

صرفه جویی 1 تا 3 میلیون دلاری با تولید کاتالیست اسید استیک

کاتالیست بعدی مربوط به تولید اسید استیک است که البته در شرایط کنونی در زمره مواد تحریمی نیز قرار دارد. هم اکنون این کاتالیست در پتروشیمی فن‌آوران با موفقیت تست شده است و نتیجه آزمایش نیز نشان می‌دهد که کیفیت و استاندارد کاتالیست تولید اسید استیک پژوهش و فناوری با نمونه‌های خارجی برابری می‌کند.

نزدیک به 4 تا 14 میلیون دلار برای خرید مصرف کنونی و مصرف آینده این کاتالیست در کشور صرف می‌شود و در صورت تامین همه نیازهای کشور به این کاتالیست، سالانه 1 تا 3 میلیون دلار صرفه جویی ارزی خواهد شد.

تداوم تولید پلی اتیلن جم با تولید کاتالیست واحد اسفریلین در کشور

پروژه جایگزینی کاتالیست موردنیاز واحد اسفریلین پتروشیمی جم، با کاتالیست‌های تحریم شده نیز در بازه زمانی 45 روزه، از دیگر اقدام های شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی برای دستیابی به دانش فنی کاتالیست‌های مورد نیاز صنعت پتروشیمی بود.

کاتالیست ABC برای نخستین بار در واحد صنعتی 300 هزار تنی پلی‌اتیلن پتروشیمی جم و با همکاری واحد پژوهش این مجتمع تست و ضمن تداوم تولید پلی اتیلن در پتروشیمی جم از رکود تولید این محصول به دلیل تحریم کاتالیست‌ها جلوگیری شد.

افزایش 10 درصدی تولید در واحدهای پلی الفینی با کاتالیست SAC

دیگر کاتالیست تولید شده در کشور، کاتالیست SAC است که برای نخستین بار در کشور در مقیاس صنعتی ساخته و در واحد پلی‌اتیلن سنگین پتروشیمی مارون با ظرفیت 300 هزار تن در سال تولید آزمایشی شد.

با تولید این کاتالیست، علاوه بر قطع وابستگی به شرکت‌های خارجی، نزدیک به 35 میلیون دلار در سال نیز صرفه جویی ارزی می‌شود ضمن این که واحدهای خط اتیلن غرب مانند پتروشیمی‌های کرمانشاه، ممسنی، دهدشت، چهارمحال و بختیاری و طرح‌های جدید مرکز و شرق مانند داراب، بافق، فردوس، زاهدان و بیرجند نیز، امکان استفاده از این کاتالیست را دارند.

همچنین این کاتالیست به دلیل داشتن فعالیت و دانسیته توده پلیمر مناسب، امکان افزایش تولید بیش از 10 درصد ظرفیت واحدهای پلی‌الفینی را فراهم

بخشش عروس اعدامی/ جاسازی ۳۴۰ کیلوگرم شیشه در سنگ

111111111 نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۰/۰۷/۰۷

بخشش عروس اعدامی، کشف 580 کیلوگرم شیشه از دو باند ترانزیت مواد مخدر، انهدام یکی از بزرگترین باندهای زورگیری، حبس پسر جوان در عمق 25 متری زمین و سرقت از بانک با اسلحه قلابی مهمترین اتفاقات حوزه حوادث و پلیس در این هفته بود.

دختر 18 ساله ای که به اجبار پدر و مادرش با یک مرد 30 ساله ازدواج و در یک درگیری خونین همسرش را به قتل رسانده بود با بخشش اولیا دم از اعدام نجات یافت. سحر متهم است در هجدهم آذر سال 86 درپی اختلافات خانوادگی همسرش را به قتل رسانده است. دختر جوان در باره انگیزه کشتن همسرش گفت: سه ماه قبل با اجبار پدر و مادرم به عقد داریوش درآمدم. قبل از عروسی هم متوجه اخلاق و رفتارهای عجیب شوهرم شده بودم. چرا که چندبار به دلایل واهی بشدت مرا کتک زد. همان موقع خواستم از او طلاق بگیرم اما مادرم گفت: بعد از ازدواج همه چیز درست می‌شود. در حالی که سه ماه از عروسی گذشته بود متوجه شدم داریوش به بهانه‌های مختلف با من قهر می‌کند و حرف نمی‌زد. شب حادثه هم مثل همیشه موضوعی را بهانه کرد و جنجال راه انداخت. برای اینکه غائله تمام شود سرگرم بافتن قالی شدم اما ناگهان او به آشپزخانه رفت و کاردی برداشت. فکر کردم می‌خواهد مرا بزند که با عجله من هم کاردی برداشتم اما داریوش با چاقو قالی بالای دار را پاره کرد که خیلی عصبانی شدم. بعد هم با کارد ضربه‌ای به بدنش زدم و او خون‌آلود روی زمین افتاد. همان موقع از ترس همسایه‌ها را خبر کردم و دقایقی بعد هم پلیس از راه رسید و دستگیر شدم. با اعترافات سحر قضات شعبه 71 دادگاه کیفری سحر را به قصاص محکوم کردند. در حالی که عروس جوان در یک قدمی اعدام قرار داشت با تلاش واحد صلح و دادسرای جنایی و گذشت پدر مقتول از اعدام نجات یافت.

جاسازی 340 کیلو شیشه در سنگ

                                                                           
در این هفته ماموران پلیس مبارزه با مواد مخدر در یک اقدام اطلاعاتی موفق شدند بزرگترین محموله ماده مخدر شیشه را کشف و ضبط کنند. 5 نفر از اعضای باند تبهکار ترانزیت مواد مخدر چندی قبل در پی سوداگری و رسیدن به آرزوهای خود اقدام به تشکیل باندی مخوف کرده و با تولید و ترانزیت شیشه قصد داشتند یک شبه ره صد ساله را بروند. اعضای این باند با جاسازی شیشه در محموله سنگهای ترانزیتی قصد داشتند آنها را از طریق گمرک به خارج کشور ارسال کنند که شناسایی و دستگیر شدند. از اعضای این باند 340 کیلوگرم ماده مخدر شیشه کشف شد. از حساب یکی از اعضای این باند که از خارج کشور هدایت می شدند، 250 میلیون تومان وجه نقد به دست آمد.

سردار علی مویدی رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر دراین باره گفت: از اعضای این باند تعدادی خودروی گران قیمت کشف و ضبط شد.

حبس پسر جوان در لوله چاه

پسر جوانی که به علت نامعلومی در عمق چاه 25 متری سقوط و در لوله آن گرفتار بود،همچنان در آنجا گرفتار است. روز دوشنبه ماموران آتش نشانی در جریان سقوط پسری جوان در چاه کشاورزی آب و گرفتاریش در لوله آب ان در روستای برج شیله سیرجان قرار گرفتند. با حضور ماموران مشخص شد این پسر به دلایل نامعلومی در چاه سقوط کرده است. به گفته یکی از افسران آتش نشانی، تنها راه نجات این جوان حفر یک چاه 25 متری در کنار این چاه است چرا که جابه جایی لوله می تواند منجر به مرگ پسر جوان شود.

سرقت از بانک با اسلحه قلابی

چندی پیش دو جوان در حالی که کلاه ایمنی سفیدرنگ به سر داشته و مسلح به کلت کمری و یک قبضه چاقو بودند وارد یکی از بانک‌های روستایی از توابع شهرستان رودان شده و با تهدید سلاح و چاقو 45 میلیون ریال سرقت کرده و با یک دستگاه موتورسیکلت متواری شدند. به دنبال این دزدی مسلحانه کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات خود را برای شناسایی و دستگیری سارقان مسلح آغاز کردند و با انجام تحقیقات محلی و استفاده از اطلاعات مردمی به دو جوان که از وجهه اجتماعی خوبی برخوردار نبوده و مشخصات ظاهری آنها با سارقان مطابقت داشته مشکوک شدند و پس از دستگیری، آنها را برای تحقیقات به پلیس آگاهی انتقال دادند. با توجه به کشف سلاح کلت قلابی در منزل یکی از متهمان، سارقان به سرقت از بانک اعتراف کردند. با اعتراف دو سارق پرونده پس از تکمیل تحویل مراجع قضایی شد.

انهدام یکی از بزرگترین های باندهای زورگیری

چندی قبل ماموران پلیس متوجه فعالیت باند تبهکار زورگیری و کیف قاپی در غرب تهران قرار گرفتند. تعدادی از مالباختگان مدعی بودند افراد شرور در گروههای 4 تا 6 نفره در مناطق خلوت غرب تهران به آنها حمله ور شده و اقدام به کیف قاپی و زورگیری می کنند. با چهره نگاری از متهمان ماموران موفق شدند رد یکی از سارقان را در زندان پیدا کنند. سرانجام ماموران روز دوشنبه موفق شدند در یک عملیات هماهنگ 31 نفر از اعضای این باند را در تهران و اسلامشهر دستگیر کنند. از اعضای این باند مقادیر زیادی اموال مسروقه شامل عابر بانک، پول نقد و کیف های مالباختگان کشف و ضبط شد.

مرگ دلخراش پسر 12 ساله در کوره آتش مقابل چشمان پدرش

پسر بازیگوشی که در غفلت پدرش در کوره آتش با گرمای 800 درجه سقوط کرده بود به خاکستر تبدیل شده و اثری از او باقی نماند. محمد 12 ساله چندی پیش هنگام بازی در محل کار پدر خود و در مقابل به داخل کوره آتش سقوط کرد و در حرارت 800 درجه کوره ای که 12 سال ،مداوم روشن مانده بود سوخت و اثری از او باقی نماند. پدر محمد که با دیدن مرگ سوزناک پسر خود کنترلی بر رفتار و حرکاتش نداشت، بلافاصله جلو رفت و با گریه و ناله پسر خود را صدا می زد اما هیچ پاسخی از او نمی شنید .

او آن قدر به شعله های آتش نزدیک شده بود که خودش نیز از ناحیه سر و صورت دچار سوختگی شدید شد و برای مداوا به بخش سوختگی بیمارستان امام رضا(ع) مشهد انتقال یافت.

پدرمحمد هم اکنون تحت درمان قرار دارد اما او هیچگاه خاطر تلخ این مصیبت حزن انگیز را از یاد نخواهد برد.

انتقاد از گسترش محدوده زوج و فرد

در این هفته سردار اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی با انتقاد از گسترش محدوده زوج و فرد گفت: نباید محدوده این طرح گسترش یابد. طرح تردد نوبتی دیگر در هیچ کجای دنیا اجرا نمی شود. باید به سمت کنترل الکترونیکی، استفاده از دوربین و دریافت هزینه برای ورود به این محدوده برویم.




تبلیغات

آمار سایت

  • تعداد مطالب: 3208
  • تعداد نظرات: 2044
  • بازديد امروز: 4442
  • بازديد ديروز: 10253
  • بازديد کل: 12855606
  • افراد آنلاين: 7 نفر
  • ورودی گوگل: 1


تبلیغات

  
 

تبلیغات