مشکل فکرهای بسته این است که دهانشان پیوسته باز است

جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۶


نگاهی نو به موضوع بخشش و گذشت،با سریال ˈراستش را بگوˈ

نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۱/۰۹/۱۳

 

بازیگر نقش ˈآسیهˈ در مجموعه ˈراستش را بگوˈ گفت، این اثر تلویزیونی درصدد است مفاهیم انسانی از جمله ˈبخششˈ و ˈگذشتˈ را در قالبی نو به مخاطبان ارایه کند.

مجموعه تلویزیونی ˈراستش را بگوˈ به کارگردانی ˈمحمدرضا آهنجˈ و تهیه کنندگی ˈفاطمه ثمرقندیˈ کاری از شبکه یک سیما است که قسمت پایانی آن امشب(دوشنبه) پخش می شود.

ˈرویا تیموریانˈ گفت: ˈراستش را بگوˈ پرداخت ویژه ای به شخصیت ها دارد و همین مساله من را برای بازی در این سریال ترغیب کرد.

این بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون افزود: این مجموعه معضلات جامعه امروز را مطرح می کند و در بخش هایی نیز به وضعیت جانبازانی می پردازد که به نظر می رسد گاهی به آنان و نیازهایشان بی توجه هستیم.

تیموریان ادامه داد: این سریال هشدارهایی به مخاطبان می دهد و به آنها گوشزد می کند که سعی کنند خود را بشناسند و کمی درباره کارهایی که کرده اند، بیاندیشند.

وی درباره نقش ˈآسیهˈ در این مجموعه تلویزیونی توضیح داد: ˈآسیهˈ زنی است که عاشق همسر جانباز خود است؛ آنها بچه دار نمی شوند و کار ˈآسیهˈ آن است که با کمک افراد خیر به سراغ افرادی برود که بچه های آنها قرار است قصاص شوند تا از خانواده های مقتول رضایت بگیرد.

بازیگر مجموعه تلویزیونی ˈرعناˈ درباره آنکه آیا شخصیت ˈآسیهˈ ما به ازای بیرونی دارد، افزود: بله، نمونه شخصیت ˈآسیهˈ در جامعه کم نیست؛ او سعی می کند با دلسوزی جلوی قصاص نوجوانانی را که مرتب اشتباهاتی شدند بگیرد و در این راه تلاش ویژه ای می کند و از آدم های خیر برای پرداخت دیه کمک می گیرد.

این بازیگر عرصه هنرهای نمایشی تاکید کرد: شخصیت ˈآسیهˈ کاملاً واقعی است و در جامعه حضور دارد. آنها کسانی هستند که ظواهر زندگی باعث نشده تا از خود دور شوند، بلکه تلاش می کنند همیشه خود را در آیینه ببینند تا به فکر مشکلات مردم باشند.

تیموریان افزود: ˈآسیهˈ و همسرش، خود را درگیر مشکلات مردم می کنند تا باری از دوش آنها بردارند. آنها کسانی هستند که همه را وادار می کنند تا از روزمرگی بیرون بیایند و کمی به فکر مشکلات مردم باشند. در مجموع، مخاطب وقتی شخصیت ˈآسیهˈ و همسر او را می بیند به خود تلنگری می زند تا اصلاح شود.

من مادر هستم،اثری علیه منافع ملی نیست

نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۱/۰۹/۱۳

فیلم من مادر هستم ساخته فریدون جیرانی با مضمونی اجتماعی از آثار فهرست اکران سینماهاهست که اکران آن با حواشی رویه رو شده است.

ˈعلیرضا داودنژادˈ افزود: فیلم من مادر هستم از زاویه دید نظام ساخته شده و کاملا اثری ماهرانه و به نوعی تبلیغی به شمار می رود.

وی یادآور شد: فیلم می خواهد بگوید بی بند و باری جنسی و شرب خمر چه فجایعی به بار آورده و این اثر به صورت ماهرانه یعنی غیر مستقیم پیام خود را به مخاطب منتقل می کند.

کارگردان فیلم نیاز توضیح داد: تیپ هایی که در این اثر سینمایی می بینیم یک روشنفکر و یک وکیل هستند که این دو قشر مغضوب بوده و شرب خمر و بی بند و باری آنان در نهایت به متلاشی شدن یک زندگی منجر می شود.

داود نژاد تاکید کرد: فیلم درباره قصاص هشدار می دهد و تاکید دارد که اولیای دم مراقب باشند وقتی جوانی در معرض قصاص قرار می گیرد با کینه توزی با او برخورد نشود و بر اساس توصیه های دینی و مذهبی که عفو را بر انتقام مقدم می داند، با این فرد برخورد شود.

وی ادامه داد: این اثر به مخاطب می گوید که کسانی که محق هستند اقدامی انجام ندهند که بعدها به عذاب وجدان دچار و به هر حال پریشانی نصیب آنان شوند.

به عقیده کارگردان فیلم سینمایی مرهم، فیلم من مادر هستم اعلام می کند که حق قصاص برای هر شخص محقی محفوظ است اما در این راه بخصوص درباره جوانان نباید اسیر کینه توزی شده و مضامین دینی را فراموش کرد.

داود نژاد توضیح داد: فیلم من مادر هستم با مهارت حرف خود را بیان می کند و مستقیم گویی ندارد از این رو فیلم اثرگذار است و معتقدم مدیران فرهنگی کشور و دست اندرکاران این موضوع را درک کرده و از آن حمایت کنند.

وی درباره فیلم اخیر خود با عنوان کلاس هنرپیشگی نیز گفت: به رغم تمام تلاش هایی که می شود تا زندگی ایرانی از فیلم هایمان حذف شده تا محصولات خارجی مسلط شود ما سعی کردیم در کلاس هنرپیشگی زندگی ایرانی دیده شود.

این کارگردان سینما ادامه داد: ریشه این مجموعه این جریانات مشکوک است و معتقدم این فضای دیداری و شنیداری کشور از دست تولید کننده داخلی خارج شده و در دست تولید کننده خارجی قرار گرفته است.

به عقیده داود نژاد، الان ما شاهد هستیم که میلیونها مخاطب فارسی زبان در ایران و دیگر کشورهای فارسی زبان و فارسی زبانانی که در همه جای دنیا زندگی می کند تبدیل به مخاطبان شبکه های ماهواره ای شده اند که فیلم ها و سریال هایی را به زبان فارسی پخش می کنند و به جای آنکه تولید کننده ایرانی تغذیه کننده کالاهای دیداری شنیداری این جمعیت بزرگ میلیونی باشد، تولیدکنندگان خارجی این فضا را به دست گرفته و عملا جریانی دست اندرکار عاجز کردن تولید کننده ایرانی و واگذار کردن این بازار به تولید کنندگان خارجی است.

کارگردان فیلم ملاقات با طوطی تاکید کرد: امروز ترکیه هم توانسته مخاطبان فارسی زبان را جذب کند و این مهم ریشه در یک جریان خاصی دارد و به نظر می رسد ستون پنجمی در این میان وجود دارد و معتقدم سیستم های اطلاعاتی برای حفظ منافع ملی باید در این زمینه کندو کاو کنند و اساس این جریانات را که تولید کننده داخلی را روز به روز ناتوان تر می کند و با جو ارعاب و تهدید فضای حرفه ای آثار دیداری شنیداری تحت تاثیر قرار می دهد، شناسایی و با آن برخورد کند.

داود نژاد تاکید کرد: باید دلیل اینکه بسیاری از مخاطبان تبدیل به مشتریان بازار سیاه سرقت و قاچاق فیلم ویدیویی شده اند و این سارقان و قاچاقچیان بدون هیچ مزاحمتی فیلم های خارجی را زیرنویس کرده و فیلم های ایرانی را به راحتی به صورت غیر قانونی در پکیج های 10فیلم در یک دی وی دی در خیابان ها به فروش می رسانند و کسی مزاحم آنان نیست. مشخص شود؛ چه دستی در کار است؟ آیا قرار است که بار دیگر فضای دیداری و شنیداری کشور از دست تولید کننده داخلی خارج و یکسره به کالاهای وارداتی تقدیم شود؟

به گفته کارگردان فیلم بچه های بد، جالب است که این افراد با کمال وقاحت در داخل پایگاه دارند و تبلیغاتی که زیر آن شماره های ایران درج شده دلیلی بر این مهم است و به حتم همه نهادهای ذی ربط باید با این مهم برخورد کنند.

ماندگار شدن فرزاد حسنی در «آخ جون جمعه‌ها»

نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۱/۰۶/۱۲

با نزدیک شدن به پایان پخش برنامه‌ها در رادیو تابستانه، مدیر گروه صبحگاهی این شبکه فصلی گفت: رادیو تابستانه در فصل‌های بعدی با عنوان «رادیو همراه فصلی» ادامه خواهد داشت.

او همچنین از احتمال حضور فرزاد حسنی در برنامه‌ی طنز رادیو تابستانه خبر داد.

مبینی ـ مدیر گروه صبحگاهی رادیو تابستانه بخشی از موفقیت برنامه‌سازان در چگونگی ساخت برنامه‌ها، به شناخت آنها از زمان پخش برنامه و همچنین توجه به فصلی که برنامه در آن زمان پخش می‌شود، معطوف می‌شود؛ زیرا هر فصلی با توجه به خصوصیت ذاتی خود، برنامه‌سازی خاص خود را می‌طلبد که این امر در رادیوهای فصلی بیشتر خود را نشان می‌دهد. اقدام معاونت صدا در راه‌اندازی یک رادیو فصلی و توجه به نیاز مخاطب در ایام تابستان و همچنین توجه به مهندسی پیام باعث شده «رادیو تابستانه» در بین مردم از اقبال خوبی برخوردار شود که این امر از حجم مخاطبان و نظرات آنها آشکار است.

مبینی در ادامه درباره‌‌ی ضرورت راه‌اندازی رادیوهای فصلی، به ویژه «رادیو تابستانه» اظهار کرد: امسال با توجه به شعار معاونت صدا که توجه به تمایز و تفاوت و همچنین تغییر در ارائه‌‌ی محتوا برای جذب مخاطب جدید و در ادامه حفظ مخاطب فعلی بود، «رادیو تابستانه» طراحی شد و آغاز به کار کرد تا برنامه‌سازانی که در آن مشغول به فعالیت هستند، در اندیشه‌‌ی ساخت برنامه‌هایی باکیفیت و کوتاه باشند که اثرگذاری خوبی را برای مخاطب خود فراهم می‌کنند.

*** تلاش «رادیو تابستانه» برای درک مناسب از مسائل

وی درباره‌ی بازخورد برنامه‌های «رادیو تابستانه» در بین مخاطبان گفت: از توجه به آمار و بازخوردهای شنوندگان این طور به نظر می‌رسد، رادیو تابستانه در همین مدت کوتاه توانسته در جلب مخاطبان خود موفق عمل کند و مهندسی پیام در آن به خوبی صورت گرفته و پیامش اثرگذار بوده است. ریتم زندگی در این فصل نسبت به فصول دیگر سال و حتی نسبت به گذشته بسیار بالا رفته است و مخاطب وقت و حوصله‌ی برنامه‌ها و خبرها و تفسیرهای طولانی مدت را ندارند؛ بنابراین «رادیو تابستانه» سعی کرده درک مناسبی از تمامی مسائل مطرح شده داشته و با مخاطب ارتباط صمیمی برقرار کند و نیاز او را در کمترین مدت زمان ممکن برطرف کند. در نهایت گروه تولیدی «رادیو تابستانه» از تصمیمی که گرفته خوشحال و خرسند است و تا حد توان برای آن تلاش کرده است که مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است.

مبینی درباره‌ی بخش صبحگاهی رادیو تابستانه توضیح داد: در بخش صبحگاهی رادیو تابستانه سعی می‌شود با ریتم مناسب صبح و در جهت ایجاد نشاط و امید برای مخاطب، اطلاعات مورد نیاز را در اختیارش قرار دهیم.

*** تبدیل «رادیو تابستانه» به «رادیو همراه فصلی»

مدیر گروه رادیو تابستانه در بخش دیگری از گفتگوی خود با اشاره به اینکه رادیو تابستانه در فصل‌های بعدی با عنوان «رادیو همراه فصلی» ادامه خواهد داشت، افزود: برای پاییز البته تغییراتی خواهیم داشت و برنامه‌هایی که الان مشاهده می‌کنید شامل اوقات فراغت، سفر و معرفی جاذبه‌های گردشگری ایران،تا اواخر شهریور ادامه خواهد داشت.

*** فرزاد حسنی می‌ماند

مبینی در ادامه با اشاره به حضور فرزاد حسنی و اجرایش در برنامه«آخ جون جمعه ها»اشاره کرد و گفت: این برنامه که موضوعی طنز دارد، فرزاد حسنی و تیم جدیدی از هفته پیش اجرای آن را شروع کرده‌اند که شاید در فصل‌های دیگر نیز ادامه پیدا کند.

او همچنین بر لزوم مجریان چهره در برنامه ها به ویژه برنامه های رادیویی اشاره کرد و درباره‌ی علت حضور فرزاد حسنی برای اجرای این برنامه گفت: در رادیو تابستانه تلاش می‌شود مجری و هنرمندی که با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند و مخاطب آن را دوست دارد، جذب شود، به ویژه رادیو تابستانه که نوپا است.

مدیر گروه صبحگاهی رادیو تابستانه همچنین از برنامه‌ای که در آن منصور ضابطیان، روزهای پنجشنبه اجرا دارد، یاد کرد وگفت: موضوع این برنامه بیشتر گفتگو با اهالی سینما و هنر است.

کم‌ارزش اما پرفروش و دوست‌داشتنی!

نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۱/۰۶/۱۲

“کلاه قرمزی و بچه ننه” سیر صعودی فروش را در حالی طی می‌کند که فیلمنامه و ساختار سینمایی ضعیف اما شخصیت‌های آشنایی را پشت خود دارد.

“کلاه قرمزی و بچه ننه” از مجموعه فیلم‌های کلاه قرمزی است که معرفی وی لزومی ندارد چرا که این شخصیت دوست داشتنی را همه مردم ایران می شناسند. این فیلم که در جدول اکران عید فطر قرار گرفت نگاه اهالی سینما و رسانه های مربوطه را به خود معطوف  و امید بازگشت تماشاگر به سینما را ایجاد کرد که البته با فروش فعلی بالایی که داشته است نشان داد که این امید واهی نبوده است. با این حال نکات پوشیده از نظری وجود دارد که بررسی آنها لازم به نظر می رسد.

اول این که “کلاه قرمزی و بچه ننه” فیلمی است شخصیت‌محور که از کمترین ارزش سینمایی و بالاترین تعداد مخاطب بهره‌مند شده است! تهیه کننده در کمال خست کمترین امکانات را به کار برده چرا که اطمینان داشته است که فیلم به واسطه وجود کلاه قرمزی فروش خود را خواهد داشت. نگاه کنید به صحنه‌ای در سکانس‌های آغازین که بچه مدرسه‌ای ها در کنار کلاه قرمزی آواز می خوانند و سرود نه تنها با حرکات دهان بچه ها سینک نیست که به شدت توی ذوق می زند آنقدر که میان پرده های موزیکال برنامه‌های کودک از آن قوی تر به نظر می رسد.

این ساختار سردستی و – اگر خوشبینانه به آن نگاه کنیم شاید عجولانه – در سکانس های دیگر نیز دیده می‌شود. از بخش‌های موزیکال دیگر که عمده آنها نمای بیرونی دارد و در خیابان می‌گذرد – که نیاز به طراحی صحنه و…ندارد-  گرفته تا فصل خواستگاری کلاه قرمزی همه و همه ساختاری ضعیف دارند که جدا از طراحی صحنه ساده‌ای که مناسب برنامه‌های کودک تلویزیونی است، پراکنده‌اند و رابطه طولی مناسبی بین بخش های فیلمنامه وجود ندارد.

فیلمنامه دچار پراکندگی روایی است و فراز و فرود مناسبی ندارد تا سیر منطقی لازم را داشته باشد. شاید در پاسخ این ادعا عنوان شود که فیلم مخاطب کودک و نوجوان دارد و این نوع کار باید همینطور باشد که می شود عذر بدتر از گناه، چرا که سینمای کودک و نوجوان به دلیل تفاوت مخاطب و تاثیرگذاری بیشتر فیلم بر اذهانی که نگاتیوهایش از حساسیت ثبت بالاتری برخوردار است حساس تر است و باید اندیشمندانه تر با آن برخورد کرد.

مشکل دیگر فیلمنامه به تشتت کاراکترها در داستان بازمی‌گردد. توجه کنیم که نام فیلم “کلاه قرمزی و بچه ننه” است بنابراین این دو باید نقش اصلی فیلم را بازی کنند در حالی که در میانه فیلم این “پسر عمه زا” است که شخصیت محوری قرار می‌گیرد و از قضا جذابترین بخش های فیلم مثل فرار از زندان یا مانور نظامی مربوط به حضور این شخصیت است. بنابراین بچه ننه تا سکانس پایانی فراموش می شود. این است که ارزش گذاری شخصیت های اصلی و فرعی رعایت نمی‌شود و همین موضوع است که بیننده را اذیت می‌کند. به جرات می‌توان ادعا کرد که این حضور کلاه قرمزی است که حواس نوستالژیک نشسته بیننده را معطوف خود می کند و برای همین تماشاگر از دیدن فیلم لذت می برد وگرنه این فیلم با این ساختار اگر بدون شخصیت‌های آشنای مخاطب بود از فروش معمول فیلم‌های ابتدایی سال هم کمتر بلیت فروخته بود.

نکته دیگری که به شدت فیلم را دچار دوگانگی در مخاطب پذیری می کند تغییر ماهیت رده سنی مخاطب “کلاه قرمزی و بچه ننه” از کودک و نوجوان به بزرگسال و به عکس است. فیلم شروعی به شدت بچه‌گانه دارد و پس از فصل پیدا شدن بچه ننه به بزرگسال تغییر ماهیت می دهد و این روند تا آخر فیلم چندبار آن را دچار نوسان می کند به ویژه این که انتهای فیلم به هیچ وجه برای بچه ها قابل درک نیست و به ملودرامی با پایان خوش غیرواقعی بدل می‌شود.

لیلا حاتمی جایزه بزرگ هیئت داوران کن را اهدا کرد

نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۱/۰۳/۰۸

بازیگر فیلم «جدایی نادر از سیمین»، در مراسم یکشنبه‌شب جشنواره‌ی کن با حضور بر روی سن، جایزه‌ی بزرگ هیات داوران را به «ماتیو گارونه»، کارگردان سرشناس ایتالیایی برای فیلم «واقعیت» اهدا کرد .

برای دیدن عکس هایی از حضور لیلا حاتمی در اختتامیه جشنواره کن را اینجا کلیک کنید

zp8497586rq

مهران مدیری بر می‌گردد

نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۱/۰۲/۳۰

توزیع سری جدید «قهوه تلخ» از روز 10 اردیبهشت آغاز می‌شود و مثل سابق هر هفته سه قسمت از کار توزیع خواهد شد.

تمام عوامل این مجموعه شامل بازیگران و عوامل تولید، در لوکیشن این سریال گرد هم آمدند و با انجام برنامه‌ریزی و تنظیم مجدد قراردادها، گام اول تولید ادامه این سریال را برداشتند.

توزیع سری جدید «قهوه تلخ» از روز 10 اردیبهشت آغاز می‌شود و مثل سابق هر هفته سه قسمت از کار توزیع خواهد شد.

در حال حاضرخشایار الوند و امیرمهدی ژوله در حال نگارش ادامه داستان قهوه تلخ هستند و هنوز مشخص نیست این داستان در چند قسمت به پایان برسد. تصویربرداری نیز هفته آینده با حضور همان بازیگرانی که پیش از این در سریال حضور داشتند، و از کاخ آغاز خواهد شد.

مجموعه قهوه تلخ از 23 شهریور 1389 در بسته‌بندی‌های سه قسمتی در شبکه نمایش خانگی توزیع شد اما در پایان مجموعه بیست و پنجم سریال مهران مدیری کارگردان سریال در ویدیویی پیش از فیلم ضمن سپاسگزاری از مردم به خاطر همراهی ایشان از آنان خواست که تا یک ماه دیگر منتظر سری جدید مجموعه با حال و هوای جدیدتری باشند وی دلیل آن را یکنواخت شدن قهوه تلخ خواند. اما پس از گذشت چندماه وعده مهران مدیری تحقق نیافت و مجموعه 26 به صورت قاچاق به بازار آمد.

در تاریخ 24 آذر 1390 پیام کوتاهی از طرف قهوه تلخ به شرکت کنندگان قرعه کشی مبنی بر لو رفتن سری 26 سریال قهوه تلخ ارسال شد. در این پیام از مردم خواسته شده بود از خرید نسخه تقلبی خودداری نمایند و منتظر نسخه اصل بمانند.همین موضوع کار را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشاند و قرار شد تا روشن شدن تکلیف نسخه قاچاق، ادامه ساخت متوقف شود.
در نهایت اعلام شد که عاملان قاچاق قهوه تلخ دستگیر و به سزاری اعمال‌شان رسیده‌اند و با رفع توقف تولید، سازندگان سرانجام پس از وقفه‌ای طولانی ادامه سریال را می‌سازند. ش

خاطره‌ای از محافظ شخصی عمو پورنگ

نوشته شده توسط parham در تاریخ ۱۳۹۱/۰۲/۲۵
“چند دقیقه پیش از پایان مراسم، متوجه شدم که عده‌ای قصد دارند از نرده‌ها عبور کرده و خودشان را به روی صحنه برسانند…”
به دنبال فاجعه رخ داده در برنامه زنده «خاله شادونه» در خرم‌دره زنجان که با واکنش‌های متفاوتی مواجه شد، یکی از دوستان داریوش فرضیایی نیز با ارسال مطلبی بسیار خواندنی برای پارسینه، یک رخداد مرتبط با سفر عمو پورنگ به شیراز را بازگو کرده است:

در ایران معمول نیست که اگر کسی برای 48 ساعت حفاظت شخصی یک ستاره تلویزیونی را بر عهده داشته آن را تعریف کند، اما فاجعه اخیر در خرم‌دره زنجان باعث شد تا این مطلب را بنویسم.
تیرماه 87 هنگامی که سازمان صداوسیما همزمان با برگزاری شانزدهمین جشنواره تولیدات رادیو و تلویزیونی، از داریوش فرضیایی و امیرمحمد برای اجرای یک برنامه زنده در استادیوم حافظیه دعوت کرده بود، من نیز به خاطر عضویت در گروه پشت صحنه، با آن‌ها همسفر شدم.

یکی از مزاحمت‌هایی که با همه‌گیر شدن دوربین‌های دیجیتالی و موبایل‌های جدید رواج پیدا کرده، تقاضا برای گرفتن عکس است. شهرت چهره عمو پورنگ و امیرمحمد از نوعی است که کمتر کسی می‌تواند به حضور این دو مجری شناخته شده اهمیتی ندهد، از این جهت آن‌ها همیشه با حلقه‌ای از طرفداران خود مواجه هستند.

در هواپیما هنگام صحبت با «مسلم آقاجان‌زاده»، تهیه‌کننده و مدیر برنامه‌های عمو پورنگ، به شوخی گفتم که چون پیشتر در یک شرکت امنیتی کار کرده‌ام، می‌توانم در طول سفر محافظ شخصی عمو پورنگ نیز باشم. این پیشنهاد من در ابتدا موضوعی خنده‌دار به نظر رسید و مورد قبول واقع نشد.

ظهر وقتی به شیراز رسیدیم، متوجه شدیم که صداوسیما همه مهمان‌های جشنواره را در هتل هما اسکان داده است. هنگام مشاهده ازدحام مردم در لابی و محوطه بیرونی هتل که برای گرفتن امضا از هنرپیشه‌های تلویزیون آمده بودند، به آقاجان‌زاده گفتم جمعیت مشتاقی که آزادانه در هتل قدم می‌زنند را نمی‌توان کنترل کرد. او گفته من را تایید کرد و برای استراحت پیش از ناهار به سوئیت‌هایمان رفتیم.

ناهار در هتل

با وجود آن که هنگام صرف ناهار مردم عادی اجازه ورود به سالن غذاخوری هتل را نداشتند، اما حضور همراهان مسوولان صداوسیمای فارس و کسانی که از شهرهای مختلف به آنجا دعوت شده بودند نیز دلیلی برای بر هم خوردن آرامش گروه بود. هنگامی که چند نفر برای عکس گرفتن از داریوش فرضیایی هنگام صرف غذا تلاش کردند، گروه متوجه مشکلی بزرگ شد.

کمی بعد در لابی چند خانم جوان تقاضا کردند که با داریوش فرضیایی به تنهایی عکس بگیرند. در این هنگام من پیشنهادم را بازگو کردم ولی این‌بار خنده‌دار نبود و با آن موافقت شد. قرار نبود که به هواداران خیلی سخت بگیرم، اما همین که کسی با میمیک خشک و جدی درخواست‌های عکس گرفتن را رد کند، ضروری محسوب می‌شد.

شب به همراه امیرمحمد

شب به همراه دو نفر از اعضای گروه و امیرمحمد برای گردش در شهر از هتل خارج شدیم. هنگامی که در تاکسی بودیم، راننده امیرمحمد را به خاطر شیطنت‌های کلامی و صدای او شناخت و چنان از این رخداد خوشحال بود که چندبار تا مرز تصادف با اتومبیل‌های دیگر نیز پیش رفت.

از امیرمحمد خواهش کردیم که برای دو ساعت آرام باشد و هویت خودش را پنهان کند تا اگر کسی او را شناخت، ما بگوییم که این تنها یک تشابه ظاهری است و بتوانیم با آرامش در شهر بگردیم. چند دقیقه بعد هنگامی که در پیاده‌رو پشت میز یک رستوران نشستیم تا ساندویچ بخوریم، شیطنت‌های پیاپی امیرمحمد باعث شد که لو برویم و جمعیت به دورمان حلقه بزنند. به ناچار ساندویچ‌ها را برداشتیم و ظرف سیب‌زمینی‌ها را روی میز رها کردیم و رفتیم.

محبت امین تارخ

روز بعد هنگام صرف ناهار در سالن هتل، یک صندلی خالی را به پشت صندلی فرضیایی چسباندم تا کسی به بهانه رد شدن از آنجا به او تنه نزند. پس از آن هنگامی که عمو پورنگ در لابی مشغول صحبت با یکی از مدیران صداوسیما بود، دکمه آسانسور را فشار دادم تا برای آن معطل نشویم. هنگامی که آسانسور به لابی نزدیک بود، به فرضیایی علامت دادم که وقت رفتن است، اما در همین هنگام امین تارخ بسیار خوشحال و راضی سوار آسانسور شد و بدون توجه به درخواست من صبر کردن، آن را با خود به طبقات بالاتر برد.

زیارت شاه‌چراغ

عصر آن روز هنگامی که مطلع شدم قرار است عمو پورنگ برای ضبط برنامه همراه گروه به زیارتگاه شاه‌چراغ برود، مطمئن نبودم که در آنجا چه اتفاقاتی رخ خواهد داد. دو اتومبیل با راننده‌های صداوسیمای فارس در اختیار ما بود. وقتی همراه گروه به زیارتگاه رسیدیم، برای چند دقیقه معطل شدیم تا هماهنگی‌ها صورت گیرد و گیت ورودی باز شود. در اماکن زیارتی تنها اتومبیل‌هایی که حامل شخصیت‌ها و برخی مقامات هستند اجازه ورود به صحن را دارند و بنابراین تردد نیسان سرانزا و سمند مشکی رنگ با پلاک دولتی بلافاصله مورد توجه جمعیت قرار گرفت.

با شنیده شدن زمزمه‌های حضور عمو پورنگ در آنجا، عده زیادی به دور ما جمع شدند و بلافاصله خادمین به کنترل نظم پرداختند. پس از آن که مکان دوربین مشخص شد، فرضیایی و امیرمحمد پلاتوی خود را اجرا کردند و وارد زیارتگاه شدند و ناگهان جمعیت هم به دنبال آن‌ها رفتند. به علت ازدحام شدید داخل زیارتگاه، اجرای پلاتوی داخلی لغو شد و با کمک خادمین گروه را به داخل یک از کفشداری‌ها که خالی بود هدایت کردیم. من با راننده‌ها تماس گرفتم و از آن‌ها خواستم تا در محوطه صحن نزدیک خروجی کفشداری توقف کنند. درهای خروجی محوطه نیز باز بودند و مشکلی وجود نداشت.

هنگامی که از رسیدن اتومبیل‌ها مطمئن شدیم، از گروه خواستم یک دقیقه صبر کنند تا جمعیتی که به احتمال زیاد با دیدن سرانزا و سمند پلاک دولتی کنجکاو شده‌اند، از آنجا بروند. یکی از راننده تماس گرفت و گفت که صحن خلوت شده و تنها چند نفر شاهد آن‌ها هستند. راننده‌ها موظف شدند درهای جلو و عقب را باز کنند و منتظر بمانند. چند ثانیه بعد از کفشداری خارج شدیم و به طرف اتومبیل‌ها دویدیم. سوار شدن گروه تنها پنج ثانیه طول کشید، اما از آنجایی که حرکت اتومبیل‌ها برای حفظ امنیت زائران بسیار آهسته بود، جمعیت برای گرفتن عکس از عمو پورنگ و امیرمحمد به طرف ما دویدند، اما در نهایت بدون وقوع هیچ رخدادی خارج شدیم.

بازدید از ورزشگاه

روز بعد همراه تعدادی از اعضای گروه به استادیوم ۲۰ هزار نفری حافظیه رفتیم. به علت آن که برنامه با ضبط تلویزیونی همراه بود، صداوسیمای فارس برقراری نظم ورزشگاه را بر عهده داشت. هنگامی که گروه مشغول آماده‌سازی صحنه بود، من به بررسی راه‌های ورودی و خروجی پرداختم.

حضور عموم در برنامه دو روزه عمو پورنگ رایگان بود و به همین علت مقابل ورودی استادیوم ازدحام بزرگی ایجاد شد. کادر امنیتی استادیوم که از نیروی انتظامی و کارکنان حراست صداوسیما بودند، در آن مرحله توجه خود را روی پوشش ظاهری جمعیت متمرکز کرده بودند تا هنگام پخش تصاویر از شبکه یک سیما، مشکلی رخ ندهد.

پس از رسیدن نیروهای آتش‌نشانی، هلال‌احمر و اورژانس شیراز به استادیوم، متوجه شدم که کسی روی عملکرد آن‌ها نظارتی ندارد و آمبولانس‌ها هر یک در گوشه پرتی از زمین توقف کرده‌اند. هنگامی که به این وضع اعتراض کردم، کارکنان حراست صداوسیما به من گفتند که گروه عمو پورنگ تنها اجرای برنامه روی صحنه را بر عهده دارند و نباید در سایر امور دخالتی کنند.

بسیاری از جمعیت را کودکان تشکیل می‌دادند و از آنجایی که نمی‌توانستم نسبت به بی‌نظمی در چینش موقعیت نیروهای امدادی بی‌تفاوت باشم، مسلم آقاجان‌زاده را در جریان قرار دادم. او یک بیسیم و کارت ستاد اجرایی را تحویلم داد و از من خواست که هر کاری لازم می‌دانم را انجام دهم. به طرف آمبولانس‌ها رفتم و هنگامی که علت شلختگی آن‌ها را پرسیدم، امدادگرها به من گفتند که همیشه هنگام مسابقات لیگ برتر فوتبال هم همین‌طور هر جایی که دلشان خواست توقف می‌کنند. با توجه به این که چندین دوربین اطراف زمین چمن وجود داشت، آمبولانس‌ها و اتوبوس اورژانس و موتورسیکلت‌های آتش‌نشانی را به گوشه باز زمین هدایت کردم تا کنار یکدیگر پارک کنند.

امنیت صحنه

استیج با داربست فلزی و در وسط یک ضلع زمین با فاصله کمی از جایگاه تماشاگران ساخته شده بود. هرچند محصور بودن اطراف زمین با فنس آهنی کافی نبود، اما فرصتی برای انجام جابه‌جایی وجود نداشت و حراست صداوسیما هم به طور قطع با آن موافقت نمی‌‌کرد. خروجی پشت صحنه نیز به یک کوچه خلوت و باریک پشت استادیوم منتهی می‌شد که قرار بود محل ورود و خروج تیم باشد.

یک ساعت پیش از آغاز برنامه، ظرفیت استادیوم تکمیل شد و حراست درهای ورودی را بست تا تماشاگران اضافی وارد ورزشگاه نشوند. این اقدام آن‌ها هرچند صحیح و عقلانی بود، اما در کشوری که حتی راننده اتوبوس بین‌شهری هم مسافر بیش از ظرفیت و بدون صندلی سوار می‌کند، غیرمعمول به نظر می‌رسید. در اردیبهشت‌ماه 81 نیز قایق دختران دانش‌آ‌موز در دریاچه پارک‌شهر به علت سوار شدن 11 نفر داخل یک قایق موتوری با ظرفیت چهار نفر رخ داده بود.

اجرای برنامه

جایگاه‌های استادیوم به دو بخش زنانه و مردانه تفکیک شده بود. از آنجایی که مادران و دخترها پشت استیج بودند، اعضای گروه احساس امنیت می‌کردند اما من نگران بودم. پس از آن که نظم در بین تماشاگران وعوامل برنامه برقرار شد، سرانزای حامل عمو پورنگ و امیرمحمد مقابل ورودی داخل کوچه توقف کرد. آن‌ها را تا صحنه همراهی کردم. در طول اجرای برنامه مشکلی رخ نداد اما هنگامی که عمو پورنگ تصمیم گرفت که همراه امیرمحمد برای پاسخ به ابراز احساسات تماشاچیان پیاده دور زمین بچرخد، با فاصله‌ای که مزاحم دوربین‌ها نباشم، شروع به دویدن دنبال آن‌ها کردم.

چندین سرباز نیروی انتظامی رو به جمعیت و با فاصله کمی از دیوار فنس ایستاده بودند، اما نگرانی من از آن بابت بود که کسی از داخل جایگاه چیزی را به سوی فرضیایی پرتاب کند، زیرا مطمئن نبودم که گیت‌های ورودی تا چه میزان افراد و وسایل همراه آن‌ها را مورد بازرسی قرار داده‌اند. پس از پایان برنامه با عمو پورنگ و امیرمحمد سوار سرانزا شدیم و به طرف هتل رفتیم. بدین ترتیب روز نخست بدون هیچ اتفاقی سپری شد.

آخرین اجرا

ترتیب اتفاقات روز دوم مانند قبل تکرار شد و این‌بار نیز جمعیت معترض زیادی پشت درهای بسته ورزشگاه ماندند تا کسی خارج از ظرفیت وارد جایگاه نشود. زمانی که متوجه شدم تبلیغات ناهماهنگ رادیویی، خانواده‌های بیش‌تری را به سوی استادیوم کشانده و حالا آن‌ها باید به خانه‌های خود بازگردند، نگرانی‌هایم بیش‌تر شد. مطمئن بودم که گروهی از آن‌ها با محل ورودی ورزشگاه که داخل کوچه بود آشنایی دارند و به طور قطع آنجا برای رسیدن عمو پورنگ کمین خواهند کرد. با عجله به سمت خروجی پشت صحنه رفتم و حدود 20 نفر را دیدم که با دوربین منتظر ایستاده بودند.

با رسیدن سرانزا، بلافاصله عمو پورنگ و امیرمحمد را به داخل هدایت کردیم. سر و صدای جمعیت گویای این حقیقت بود که فضای حاکم بر فضای استادیوم با روز قبل تفاوت داشت. عمو پورنگ دوباره تصمیم گرفت تا دور زمین بچرخد اما این‌بار از گروه موتورسواران آتش‌نشانی کمک گرفتیم. فرضیایی با یک Honda GOLD WING به دور زمین می‌چرخید و گاهی توقف داشت، اما من هنوز نگران بودم که کسی چیزی به سوی زمین پرتاب کند و بنابراین باز هم به دنبال موتورسیکلت او و امیرمحمد دویدم.

با توجه به این که هیجان بیش‌تر تماشاچیان نسبت به روز قبل از جیغ و فریادهای آن‌ها مشخص بود، تصمیم گرفتم تا لحظه سبک شدن بار جایگاه هنگام خروج تماشاگران، در آنجا بمانم. برنامه ورزشگاه حافظیه با حضور امدادگران و هماهنگی پلیس اجرا می‌شد و دلواپسی‌های من تنها شامل اتفاقات غیرمنتظره‌ای می‌شد که پیشگیری از آن دغدغه اصلی آقاجان‌زاده بود.

اتفاق بد

چند دقیقه پیش از پایان مراسم، متوجه شدم که عده‌ای قصد دارند از نرده‌ها عبور کرده و خودشان را به روی صحنه برسانند. از سوی دیگر داخل کوچه نیز شلوغ‌تر از قبل شده بود. با در نظر گرفتن احتمالات مختلف، پس از پایان برنامه ناگهان امیرمحمد را بغل کردم و همراه فرضیایی به سوی سرانزا دویدیم. امیرمحمد را روی صندلی اتومبیل نشاندم و آن‌ها بلافاصله استادیوم را ترک کردند.

وقتی به روی صحنه بازگشتم، دیدم که مسلم آقاجان‌زاده میکروفون را به دست گرفته و از جمعیت می‌خواهد تا با آرامش جایگاه را ترک کنند و مراقب کودکان همراه خود یا دیگران باشند. در همین لحظه دیدم که چند بچه از بالای فنس آویزان هستند. از آن‌ها خواستم که پایین بروند. یک پسربچه گفت که می‌خواهد نامه‌ای را به سمت عمو پورنگ برساند. من کاغذ را گرفتم و به او قول دادم که آن را در هتل به فرضیایی تحویل می‌دهم. پسر چندبار تاکید کرد که حتما این کار را انجام دهم. در همین لحظه شنیدم که چند نفر با فریاد نام من را صدا می‌کنند. به عقب برگشتم و دیدم که یکی از خانم‌های گروه روی زمین افتاده است.

یکی از تماشاگران از جایگاه بانوان یک بطری کوچک پر از آب را به سوی استیج پرتاب کرد که پس از برخورد با سر دستیار صحنه، باعث بیهوشی او شده بود. آمبولانس را در بیسیم پیج کردم، اما پاسخی نگرفتم. آن سوی زمین را نگاه کردم و دیدم که امدادگران مشغول صحبت هستند و کسی بیسیم همراه ندارد. به طرف آن‌ها دویدم و با فریاد گفتم که به کمک‌شان نیاز دارم. پیش از این که خودشان را به من برسانند، پشت فرمان آمبولانس نشستم و پس از سوار شدن امدادگرها وارد زمین چمن شدم و به طرف استیج رفتیم. آسیب‌دیدگی دستیار صحنه جدی نبود، اما اگر آن پرتاب چند دقیقه زودتر رخ می‌داد، به طور قطع یکی از مجری‌ها مورد هدف قرار می‌گرفت.

شب در هتل

در سوئیت، وقایع رخ داده در استادیوم را برای فرضیایی تعریف کردم و نامه پسر بچه را به او دادم. چند ثانیه بعد پس از خواندن متن آن، هر دو متاثر شدیم. پسربچه با قلمی آکنده از احساسات نوشته بود که برای از نزدیک دیدن عمو پورنگ سعی کرده از فنس جایگاه بالا برود اما دست‌هایش زخمی و خون‌آلود شده است و با این که خیلی درد دارد، از این دیدار خیلی خوشحال است. فرضیایی گوشی تلفن کنار تخت را برداشت و با شماره خانه پسر که پایین نامه درج شده بود تماس گرفت و خودش را معرفی کرد. پسر هنوز به خانه برنگشته بود. داریوش بعد از صرف شام بلافاصله به سوئیت بازگشت و دوباره با خانه پسر تماس گرفت و توانست با او صحبت کند.

با آن که چهار سال از آن شب گذشته، اما انتشار خبر کشته شدن کودکان در زنجان خاطره سفر شیراز و زخمی شدن دست پسربچه و ناراحتی عمو پورنگ را برایم زنده کرد.

من در مقامی نیستم که بتوانم به طور مستقیم کسی را به عنوان مقصر این فاجعه انسانی که می‌توانست بسیار گسترده‌تر نیز باشد، معرفی کنم. به طور قطع کارشناسان نیروی انتظامی و دستگاه قضایی کشور با دقت ابعاد و جزئیات این رخداد را بررسی و نسبت به برخورد با مقصران اقدام خواهند کرد. اما این که چه تدابیر و قوانینی برای پیشگیری از وقوع چنین حوادثی لازم است تا پیگیری و عملی شود، نیازمند بهره‌گیری از دانش و تجربه مهندسان مشاور پدافند غیرعامل است.

مسلم آقاجان‌زاده هیچ زمانی برای برنامه‌های عمو پورنگ اقدام به بلیت فروشی نکرد و زمانی که متوجه شد یک سازمان در یکی از شهرهای جنوب کشور برای اجرای داریوش فرضیایی بلیت‌فروشی کرده است، در اعتراض به این اقدام برنامه سفر گروه را لغو کرد.

زمانی که در زنجان یک هزار بلیت بیش‌تر از ظرفیت یک سالن فروخته می‌شود و جان کودکان تنها به خاطر طمع برخی افراد و بی‌تجربگی و شاید نادانی گروهی دیگر به خطر می‌افتد، تنها بازداشت خاطیان کافی نیست و می‌بایست از تکرار آن جلوگیری کنیم. هدف من از بازگویی وقایع شیراز این بود که مسوولان برگزاری مراسم خاله شادونه می‌توانستند از ورود بیش از ظرفیت جمعیت جلوگیری کنند. اما این اتفاق رخ نداد.

امید است که همه مدیران مجموعه‌های ورزشی و فرهنگی و مسوولان استان‌ها اصول «پدافند غیرعامل» را فرا گیرند و آن را در جهت دفاع از جان هموطنان به کار گیرند تا همچنان شاهد وقوع فجایعی نباشیم که هر از گاهی در کشورهای فقیر آفریقایی رخ می‌دهد و ما نیز آن را تمسخر می‌کنیم و می‌خندیم.



مناسب بودن وضعیت رضا داوودنژاد بعد از پیوند کبد

نوشته شده توسط parham در تاریخ ۱۳۹۱/۰۲/۲۵

سرپرستار بخش پیوند اعضا بیمارستان نمازی شیراز گفت:رضا داوود نژاد هنرپیشه جوان رایو تلویزیون که به دلیل عارضه کبدی به بیمارستان نمازی شیراز منتقل شد ، پس از دریافت پیوند وضعیت خوبی دارد.

پریسا جان قربان گفت: پزشکان بخش پیوند اعضا تلاش خود را برای پیوند کبد به این جوان انجام داده اند و روز گذشته تحت عمل جراحی پیوند کبد زیر نظر دکتر ملک حسینی قرار گرفت.

او افرود: در حال حاضر رضا داوود نژاد در بخش مراقبت های ویژه بسر می برد و وضعیت مناسبی دارد.

رضا داوود نژاد پیوند خود را از مرحوم سید محمدرضا کاکاوند ، جوان 38 ساله شیرازی که در اثر خون ریزی مغزی دچار مرگ مغزی شد، دریافت کرد.

این هنرمند پس از ابتلا به مشکل کبدی، از مدتی پیش برای پیوند کبد در شیراز اقامت داشت.

علت واقعی بیماری رضا داوودنژاد

نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۱/۰۲/۲۱

نمی شود صدای علیرضا داوودنژاد را از پشت تلفن شنید و چهره رضا را روی تخت بیمارستان دید و غصه نخورد.

نمی شود صدای علیرضا داوودنژاد را از پشت تلفن شنید و چهره رضا را روی تخت بیمارستان دید و غصه نخورد. این روزها رضای خندان سینمای ایران به دلیل رژیم سخت غذایی و به قول خودش تخته گاز رفتن و رعایت نکردن اصول گرفتن رژیم غذایی صحیح دچار مشکلات کبدی شده است و مرتبا برایش کمیسیون های پزشکی تشکیل می شود تا ببینند آیا می شود مشکل او را بدون پیوند کبد برطرف کرد یا نه. آرزوی همه ما این است حال او خیلی زود خوب شود و دوباره سالم تر از قبل به جامعه سینمایی کشور برگردد. مشکل رضا داوودنژاد بهانه ای شد تا سری به پزشک معالج او بزنیم و درباره مشکلات کبدی شایع این روزها سؤال کنیم؛ مشکلاتی مثل انواع هپاتیت ، کبد چرب و… . دکتر ناصر ابراهیمی دریانی، فوق تخصص کبد و گوارش و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران هستند. شاید باور کردنش سخت باشد اما این روزها کبدها در خطرند.

تغذیه تان را اصلاح کنید

این روزها اصطلاح کبد چرب را زیاد می شنوید. اصطلاحی که شاید خیلی ها معنای دقیق آن را ندانند. دکتر دریانی می گویند: «امروزه شایع ترین عارضه کبدی، عارضه کبد چرب است. این عارضه اغلب اوقات بدون علامت است و وقتی مشخص می شود که بیمار برای آزمایش​های سلامتی معمول مراجعه می​کند، آزمایش می گیرد یا تست های کبدی انجام می دهد و می بیند تست های کبدی اش مختل است و وحشت زده مراجعه می کند. به این دلیل که فکر می کند دچار یک عارضه هپاتیت ویروسی شده است. باید بگوییم که عارضه کبد چرب شایع ترین عارضه کبدی است و متاسفانه کاملا بدون علامت است. »

چاق ها نگران باشند

اما چه افرادی مستعد کبد چرب هستند؟«در درجه اول افراد چاق. افرادی که چاق باشند یا دچار سندرم متابولیک باشند مستعد کبد چرب هستند. سؤال می کنید سندرم متابولیک چیست؟ مجموعه کسانی که چربی خون بالا به خصوص تری گلیسیرید بالا دارند، کسانی که فشار خون دارند، کسانی که چاق هستند و اصطلاحا «بادی مس اندکس»(BMI )یا توده بدنی شان بالاست دچار این مشکل می شوند.»

در توضیح این حالت دکتر دریانی​می​گوید :«ما یک تقسیم بندی داریم که در آن شاخص توده بدنی معمولا بهتر است زیر ۲۹ باشد؛ به طوری که از ۳۰ تا ۳۵ را آبز یا چاق می گویند و ۳۵ بالاتر (یعنی بین ۳۶ تا ۴۰) را اصطلاحا «اور ویت» یا خیلی چاق می گویند بنابراین اگر وقتی شاخص توده بدنی را اندازه گرفتیم و افزایش پیدا کرده باشد، یعنی اگر شخص چاق هم باشد یا دیابت داشته باشد و افزایش تری گلیسیرید خون و فشار خون داشته باشد این​ها می​تواند مشکل​زا باشد. در کسانی که به این ترتیب هستند می گویند بیشتر از ۷۰ درصد آنها دچار کبد چرب می شوند.»

سلامت کبد

«برای حفظ سلامت کبد در درجه اول تغذیه اهمیت دارد که باید مصرف چربی و کربوهیدرات ها را کمتر کرده و به جای آن از سبزی ها و میوه ها استفاده کنیم. اگر از اول عادت کنیم که طبخ غذا به صورت بخارپز باشد، برایمان بهتر است. بارها در ساندویچی ها دیده اید که از روغن چند بار مصرف شده استفاده می کنند و آن روغن سوخته به هیچ عنوان سالم نیست. مسئله دوم چاقی است. زیرا چاقی به کبد آسیب می رساند. همچنین امروزه معتقدند مصرف یک فنجان قهوه در سلامت کبد موثر است و می تواند از فیبروز یا خشکی کبد جلوگیری کند.»

این زردی علامت هپاتیت نیست

دکتر دریانی ۳ مرحله را به عنوان مراحل کبد چرب معرفی می کند که خوب است با آنها آشنا باشید: «مرحله اول، این است که فقط دور کبد چربی جمع می شود. اگر به این مرحله اهمیت داده نشود کم کم نفوذ چربی به داخل سلول های کبدی باعث ایجاد التهاب می شود. اگر این مرحله که به آن NASH گفته می شود پیشرفت کند، بیمار دچار سیروز می شود. سیروز به معنی از بین رفتن کبد است. این حالت، همان حالتی است که شکم آب می آورد، پاها ورم می کند، شخص دچار زردی می شود و به اصطلاح حالت چرت زدگی پیدا می کند. اینها مراحلی است که بعدا باعث نیاز به پیوند کبد می شود. معمولا هم ذکر می کنند ۳درصد افرادی که دچار کبد چرب هستند در آینده دچار سیروز می شوند. ۲۰ درصد افرادی که دچار مرحله دوم، هستند مشکل شان به سیروز تبدیل می شود؛ یعنی ما باید آگاهی لازم را به افراد بدهیم که این مرحله چه اهمیتی دارد. چون این عارضه بدون علامت است و ما مثالی می زنیم و می گوییم به صورت یک بمبی است که داخل بدن من و شما وجود دارد و هر آن ممکن است منفجر شود!»

راکوتان بخوریم یا نه؟

داروی راکوتان برای خانم هایی که به پزشکان پوست مراجعه می کنند اسم آشنایی است. اغلب پزشکان موقع تجویز این دارو به نوشیدن آب زیاد و خوردن میوه ها و سبزی ها همراه با آن تاکید می کنند اما آیا این دارو روی کبد تاثیر دارد؟ این مسئله را از دکتر دریانی پرسیدیم؛ «کسی که داروهای راکوتان و آکوتان مصرف می کند نباید بیماری التهابی روده داشته باشد؛ چون مطالعات نشان می دهد، این دارو می تواند بیماری را تشدید کند. یک نکته دیگر هم این است که باید تست های کبدی را به صورت مرتب بگیرند. چرا که این دارو روی عملکرد کبد تاثیر می​گذارد.»

نگذارید بچه ها چاق شوند

هرچقدر هم سرتان شلوغ است و وقت پختن غذاهای سنتی را ندارید به سراغ غذاهای آماده و فست فودها نروید. این غذاها می توانند سلامت کل خانواده تان را به خطر بیندازند:«مطالعاتی که امروزه انجام شده نشان می دهد مهم ترین عارضه nash (کبد چرب) گرفتگی قلبی عروقی است. معمولا تعداد کمی از کسانی که دچار کبد چرب هستند از بیماری کبدی فوت می کنند. بیشترین علت مرگ در کبد چرب ناشی از بیماری های قلبی است و اینها دچار سکته های قلبی و مغزی می شوند. کبد چرب یک عارضه شایع است به خصوص که ما می دانیم در نسل ایرانی فعلی، (در بچه ها و نوجوان ها)، ۳۰درصداضافه وزن دارند. وقتی این رقم را حساب کنید می بینید که در آینده بلای عظیمی خواهد شد.» نتیجه چاق شدن بچه ها این است که احتمال مبتلا شدن شان به کبد چرب بیشتر می شود و این وظیفه بزرگ ترهاست که مراقب بچه ها باشند.

فست​فود

«یک برنامه ورزشی داشته باشید چون وقتی جامعه صنعتی است من و شما در روز فرصت ورزش کردن نداریم. از طرف دیگر تغییر در تغذیه مهم است. متاسفانه به علت اینکه فرصت کم هست خانواده ها دیگر غذای سنتی را فراموش کرده و بیشتر روی آورده اند به غذاهایی نظیر فست فود و غذاهای چرب و چیلی. حساب کنید وقتی کسی می خواهد فست فود مصرف کند، در کنارش چه چیزی مصرف می کند؟ مقدار زیادی سیب زمینی. آن پنیری که در همبرگر می گذارند چرب است. در کنارش چی مصرف می کند؟ یک نوشابه یا سس فراوان. این موارد که در کنار غذاهای فست فودی مصرف می شود، بالطبع ته دیگ و خورش هایی که چرب است هم مشکل زاست. متاسفانه جامعه ما دارد می رود به طرف جامعه صنعتی و از نظر تغذیه داریم از غرب تقلید می کنیم که اینها مشکلاتی را برای ما ایرانی ها پیش خواهد آورد.» متاسفانه هنوز درمان دارویی قاطعی در مورد کبد چرب پیدا نشده است. در درمان این عارضه بیشتر از آنتی اکسیدان ها استفاده می کنند یا از قرص های کم کننده چربی مثل استاتینا. به قول دکتر دریانی، اصل حل مسئله در تغییر تغذیه است. برای اینکه بتوان مشکل کبد چرب را تشخیص داد، باید این مراحل را از سر گذراند: سونوگرافی از کبد، آزمایش قند و آزمایش های کبدی. در بعضی موارد به نمونه برداری از کبد هم نیاز است.

داروهای بدنسازی کبدتان را می​کشد

دکتر دریانی یکی از مسائل شایع دیگر را عوارض کبدی ناشی از داروها معرفی می کند: « افرادی که به باشگاه های ورزشی می روند به خصوص مردان، برای اینکه زیبایی اندام پیدا کنند از هورمون های آنابولیزان(مردزا) یا تستوسترون استفاده می کنند که عوارض کبدی شدیدی دارند و اغلب اوقات افراد نسبت به تاثیرات آنها ناآگاه هستند؛ به خصوص پسران جوان برای اینکه خوش هیکل شوند و بازو داشته باشند از هورمون های تستوسترونی یا مردزایی استفاده می کنند. البته عوارض کبدی داروها خیلی وسیع است. شما می دانید که خیلی از داروها به خصوص داروهای اعصاب کلرپرومازین یا لارگاکتیل بیشتر و فلوکستین کمتر می توانند عوارض کبدی داشته باشند. به همین دلیل کسانی که اینها را مصرف می کنند، بهتر است هرازگاهی تست های کبدی انجام دهند.»

خانم​هایی که مرتب مسکن می​خورید، حواس​تان باشد

باور کردنش سخت است اما واقعیت دارد. مسکن ها می توانند به کبدتان آسیب برسانند: «یکی از موارد دیگر که می تواند عوارض کبدی داشته باشد مسکن ها هستند مثل بروفن، ایندومتاسین و دیکلوفناک. اینها داروهایی هستند که می توانند عوارض کبدی ایجاد کنند به خصوص اگر فردی دچار بیماری مزمن کبدی است توصیه ما این است که هرگز از این مسکن ها استفاده نکند و اگر می خواهد داروی مسکنی مصرف کند استامینوفن نسبت به بروفن و ایندو متاسین داروی مطمئن تری است.»

جراحی برای لاغری شرایط دارد

خیلی ها برای لاغر شدن به برداشتن بخش هایی از روده روی می آورند که هر چند به ندرت اما می تواند مشکل زا باشد: «در این روش معده را به قسمت های انتهایی روده وصل می کنند و آن قسمت از روده که برداشته شده از فعالیت می افتد که ممکن است گهگاه آسیب شدید کبدی ایجاد کند. می گویند یکی از چیزهایی که در تغذیه کبد دخالت دارد محتویات روده است. وقتی که شما یک قسمت را حذف می کنید باعث خواهد شد که فرد دچار کبد چرب شود. برای افرادی که چاق هستند چه خطراتی وجود دارد؟ سنگ کیسه صفرا در آنها بیشتر است. سیستم ایمنی شان ضعیف تر است. دچار فشار خون بیشتری می شوند، دیابت، سکته قلبی و مغزی و تورم لوزالمعده پیدا می کنند. از آن طرف رژیم هایی که امروزه برخی از دختران می گیرند و شدیدا خودشان را لاغر می کنند هم می تواند به بدن آسیب برساند. معمولا ما توصیه می کنیم که در هر هفته بیشتر از نیم کیلو کاهش وزن نداشته باشید. درست است که در افراد چاق احتمال سنگ کیسه صفرا بیشتر است اما کاهش وزن سریع هم می تواند ایجاد سنگ کیسه صفرا کند و مشکلات خودش را در کبد ایجاد کند.» خیلی ها هم از داروهای لاغری استفاده می کنند. جالب است بدانید داروهایی که برای لاغری مصرف می شوند از نظر پزشکی خیلی تاثیر ندارند. اصل قضیه در درمان چاقی، رژیم، فعالیت و ورزش است. اگر شخصی چربی خونش بالا باشد، فشار خون یا دیابت داشته باشد یا با وجود اینکه این مشکلات را ندارد شاخص توده بدنی اش از ۴۰ بیشتر باشد در آن موقع می گوییم برو عمل بکن یا بالون بگذار. من دیده ام خیلی از دختران برای زیبایی این کار را می کنند؛ یعنی شاخص بدنی آنقدر ها هم بالا نیست. یکی از چیزهایی که در افرادی که خیلی چاق هستند گاه گاهی پیش می آید آمبولی در ضمن عمل جراحی اتفاق می​افتد که خطرناک است. پس اگر واقعا دلیل علمی مطلق ندارید (مشکلاتی که در بالا گفته شد) بی خود خودتان را به تیغ جراحی نسپارید.»

اجرای نمایش ‘آدمکش’ به مرحوم ایرج قادری تقدیم شد

نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۱/۰۲/۲۱

اجرای نمایش ‘آدمکش’ به کارگردانی محمد زوار بی ریا به مرحوم ‘ایرج قادری’ بازیگر و کارگردان سینما تقدیم شد

از مجموعه تئاتر شهر، گروه نمایش ‘آدمکش’ که این روزها در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر به صحنه می رود، اجرای شب گذشته(سه شنبه) خود را در حضور هنرمندان عرصه سینما و تئاتر از جمله ‘فرشاد فرشته حکمت’، ‘سیما تیرانداز’ و ‘رضا عطاران’ به مرحوم ایرج قادری تقدیم کرد.

نمایش ‘آدمکش’ بازی سروش طاهری، علی برجی، سیدعلی موسویان، منیژه داوری، بهار محمود زاده، بهرام افشاری، پیام کیانی پور، مسعود بابایی، احسان علی جانی، عباس عبدالله زاده و محمد بی ریا تا 22 اردیبهشت ماه ساعت 19 میزبان علاقه مندان تئاتر خواهد بود.

‘ایرج قادری’ بازیگر و کارگردان سینما به علت عارضه ریوی روز یکشنبه در سن 77 سالگی درگذشت.

** نخستین همایش تئاتر خیابانی ‘هلال مهربانی’

نخستین همایش تئاتر خیابانی ‘هلال مهربانی’ با هدف ایجاد روحیه داوطلبی در برابر حوادث طبیعی در محوطه تئاتر شهر آغاز شد.

امیر مصیبی دبیر این همایش گفت: همایش هلال مهربانی توسط سازمان داوطلبان جمعیت هلال احمر و همکاری مجموعه تئاتر شهر با هدف آموزش حوادث طبیعی و اهداف جمعیت هلال احمر با موضوعات بشردوستانه، صلح و دوستی و روحیه داوطلبانه در برابر حوادث طبیعی برگزار می شود.

وی ادامه داد: در این همایش که از 17 اردیبهشت ماه آغاز شد، تا 27 اردیبهشت ماه هر روز سه اثر نمایشی ‘پرده خوانی’ مرشد محسن میرزا علی، ‘بلاهای زمین’ به کارگردانی علیرضا ترامشلو و ‘لایه ها’ از ساعت 18 تا 20 اجرا خواهد شد.

** نمایشگاه عکس نمایش ‘دو لیتر در دو لیتر صلح

نمایشگاه عکس نمایش ‘دو لیتر در دو لیتر صلح’ از امروز(چهارشنبه) در کافه تریای تالارهای چهارسو و سایه مجموعه تئاتر شهر برپا شد.

در این نمایشگاه بیش از 20 تصویر از نمایش ‘دو لیتر در دو لیتر صلح’ با هنرمندی آوا کیایی از عکاسان فعال عرصه تئاتر در معرض دید تماشاگران قرار گرفته است.

اجرای نمایش ‘دو لیتر در دو لیتر صلح’ به کارگردانی حمیدرضا آذرنگ در تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر تا 29 اردیبهشت ماه ادامه خواهد یافت.

فرزین صابونی، سهیلا صالحی، رامین سیار دشتی و الهام کردا در این نمایش ایفای نقش می کنند.

** مجموعه تئاتر شهر میربان آثار بخش چشم انداز جشنواره تئاتر فجر

با تصویب شورای هنری مجموعه تئاتر شهر، تمام آثار بخش چشم انداز سی امین جشنواره بین المللی تئاتر فجر در این مجموعه اجرا خواهند شد.

با شروع سال جدید نمایش های ‘آدمکش’ نوشته عباس عبدالله زاده به کارگردانی محمد زوار بی ریا، ‘دو لیتر در دو لیتر صلح’ نوشته و کارگردانی حمیدرضا آذرنگ و ‘پالتوی پشمی قرمز’ نوشته نغمه ثمینی و کارگردانی افسانه ماهیان اجرای خود را در این مجموعه آغاز کرده اند.

در تیر ماه نیز دو نمایش ‘به دهکده جهانی خوش اومدی پینوکیو’ نوشته داریوش رعیت به کارگردانی مسعود موسوی و ‘آنتوان و مسافر کوچولو’ نوشته و کارگردانی حسن باستانی اجرای خود را آغاز خواهند کرد.

در ماه های آتی همچنین نمایش های ‘خیال’ نوشته محمدرضا زندی به کارگردانی حمیدرضا نعیمی، ‘نویسنده مرده است’ نوشته و کارگردانی آرش عباسی دیگر آثار بخش چشم انداز در مجموعه تئاتر شهر اجرا خواهند شد.

صفحه 1 از 171234567891011121314151617



تبلیغات

آمار سایت

  • تعداد مطالب: 3208
  • تعداد نظرات: 2044
  • بازديد امروز: 6017
  • بازديد ديروز: 18546
  • بازديد کل: 11876867
  • افراد آنلاين: 10 نفر
  • ورودی گوگل: 2


تبلیغات

  
 

تبلیغات