مشکل فکرهای بسته این است که دهانشان پیوسته باز است

شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷

من مادر هستم،اثری علیه منافع ملی نیست

نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۱/۰۹/۱۳

فیلم من مادر هستم ساخته فریدون جیرانی با مضمونی اجتماعی از آثار فهرست اکران سینماهاهست که اکران آن با حواشی رویه رو شده است.

ˈعلیرضا داودنژادˈ افزود: فیلم من مادر هستم از زاویه دید نظام ساخته شده و کاملا اثری ماهرانه و به نوعی تبلیغی به شمار می رود.

وی یادآور شد: فیلم می خواهد بگوید بی بند و باری جنسی و شرب خمر چه فجایعی به بار آورده و این اثر به صورت ماهرانه یعنی غیر مستقیم پیام خود را به مخاطب منتقل می کند.

کارگردان فیلم نیاز توضیح داد: تیپ هایی که در این اثر سینمایی می بینیم یک روشنفکر و یک وکیل هستند که این دو قشر مغضوب بوده و شرب خمر و بی بند و باری آنان در نهایت به متلاشی شدن یک زندگی منجر می شود.

داود نژاد تاکید کرد: فیلم درباره قصاص هشدار می دهد و تاکید دارد که اولیای دم مراقب باشند وقتی جوانی در معرض قصاص قرار می گیرد با کینه توزی با او برخورد نشود و بر اساس توصیه های دینی و مذهبی که عفو را بر انتقام مقدم می داند، با این فرد برخورد شود.

وی ادامه داد: این اثر به مخاطب می گوید که کسانی که محق هستند اقدامی انجام ندهند که بعدها به عذاب وجدان دچار و به هر حال پریشانی نصیب آنان شوند.

به عقیده کارگردان فیلم سینمایی مرهم، فیلم من مادر هستم اعلام می کند که حق قصاص برای هر شخص محقی محفوظ است اما در این راه بخصوص درباره جوانان نباید اسیر کینه توزی شده و مضامین دینی را فراموش کرد.

داود نژاد توضیح داد: فیلم من مادر هستم با مهارت حرف خود را بیان می کند و مستقیم گویی ندارد از این رو فیلم اثرگذار است و معتقدم مدیران فرهنگی کشور و دست اندرکاران این موضوع را درک کرده و از آن حمایت کنند.

وی درباره فیلم اخیر خود با عنوان کلاس هنرپیشگی نیز گفت: به رغم تمام تلاش هایی که می شود تا زندگی ایرانی از فیلم هایمان حذف شده تا محصولات خارجی مسلط شود ما سعی کردیم در کلاس هنرپیشگی زندگی ایرانی دیده شود.

این کارگردان سینما ادامه داد: ریشه این مجموعه این جریانات مشکوک است و معتقدم این فضای دیداری و شنیداری کشور از دست تولید کننده داخلی خارج شده و در دست تولید کننده خارجی قرار گرفته است.

به عقیده داود نژاد، الان ما شاهد هستیم که میلیونها مخاطب فارسی زبان در ایران و دیگر کشورهای فارسی زبان و فارسی زبانانی که در همه جای دنیا زندگی می کند تبدیل به مخاطبان شبکه های ماهواره ای شده اند که فیلم ها و سریال هایی را به زبان فارسی پخش می کنند و به جای آنکه تولید کننده ایرانی تغذیه کننده کالاهای دیداری شنیداری این جمعیت بزرگ میلیونی باشد، تولیدکنندگان خارجی این فضا را به دست گرفته و عملا جریانی دست اندرکار عاجز کردن تولید کننده ایرانی و واگذار کردن این بازار به تولید کنندگان خارجی است.

کارگردان فیلم ملاقات با طوطی تاکید کرد: امروز ترکیه هم توانسته مخاطبان فارسی زبان را جذب کند و این مهم ریشه در یک جریان خاصی دارد و به نظر می رسد ستون پنجمی در این میان وجود دارد و معتقدم سیستم های اطلاعاتی برای حفظ منافع ملی باید در این زمینه کندو کاو کنند و اساس این جریانات را که تولید کننده داخلی را روز به روز ناتوان تر می کند و با جو ارعاب و تهدید فضای حرفه ای آثار دیداری شنیداری تحت تاثیر قرار می دهد، شناسایی و با آن برخورد کند.

داود نژاد تاکید کرد: باید دلیل اینکه بسیاری از مخاطبان تبدیل به مشتریان بازار سیاه سرقت و قاچاق فیلم ویدیویی شده اند و این سارقان و قاچاقچیان بدون هیچ مزاحمتی فیلم های خارجی را زیرنویس کرده و فیلم های ایرانی را به راحتی به صورت غیر قانونی در پکیج های 10فیلم در یک دی وی دی در خیابان ها به فروش می رسانند و کسی مزاحم آنان نیست. مشخص شود؛ چه دستی در کار است؟ آیا قرار است که بار دیگر فضای دیداری و شنیداری کشور از دست تولید کننده داخلی خارج و یکسره به کالاهای وارداتی تقدیم شود؟

به گفته کارگردان فیلم بچه های بد، جالب است که این افراد با کمال وقاحت در داخل پایگاه دارند و تبلیغاتی که زیر آن شماره های ایران درج شده دلیلی بر این مهم است و به حتم همه نهادهای ذی ربط باید با این مهم برخورد کنند.

ماندگار شدن فرزاد حسنی در «آخ جون جمعه‌ها»

نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۱/۰۶/۱۲

با نزدیک شدن به پایان پخش برنامه‌ها در رادیو تابستانه، مدیر گروه صبحگاهی این شبکه فصلی گفت: رادیو تابستانه در فصل‌های بعدی با عنوان «رادیو همراه فصلی» ادامه خواهد داشت.

او همچنین از احتمال حضور فرزاد حسنی در برنامه‌ی طنز رادیو تابستانه خبر داد.

مبینی ـ مدیر گروه صبحگاهی رادیو تابستانه بخشی از موفقیت برنامه‌سازان در چگونگی ساخت برنامه‌ها، به شناخت آنها از زمان پخش برنامه و همچنین توجه به فصلی که برنامه در آن زمان پخش می‌شود، معطوف می‌شود؛ زیرا هر فصلی با توجه به خصوصیت ذاتی خود، برنامه‌سازی خاص خود را می‌طلبد که این امر در رادیوهای فصلی بیشتر خود را نشان می‌دهد. اقدام معاونت صدا در راه‌اندازی یک رادیو فصلی و توجه به نیاز مخاطب در ایام تابستان و همچنین توجه به مهندسی پیام باعث شده «رادیو تابستانه» در بین مردم از اقبال خوبی برخوردار شود که این امر از حجم مخاطبان و نظرات آنها آشکار است.

مبینی در ادامه درباره‌‌ی ضرورت راه‌اندازی رادیوهای فصلی، به ویژه «رادیو تابستانه» اظهار کرد: امسال با توجه به شعار معاونت صدا که توجه به تمایز و تفاوت و همچنین تغییر در ارائه‌‌ی محتوا برای جذب مخاطب جدید و در ادامه حفظ مخاطب فعلی بود، «رادیو تابستانه» طراحی شد و آغاز به کار کرد تا برنامه‌سازانی که در آن مشغول به فعالیت هستند، در اندیشه‌‌ی ساخت برنامه‌هایی باکیفیت و کوتاه باشند که اثرگذاری خوبی را برای مخاطب خود فراهم می‌کنند.

*** تلاش «رادیو تابستانه» برای درک مناسب از مسائل

وی درباره‌ی بازخورد برنامه‌های «رادیو تابستانه» در بین مخاطبان گفت: از توجه به آمار و بازخوردهای شنوندگان این طور به نظر می‌رسد، رادیو تابستانه در همین مدت کوتاه توانسته در جلب مخاطبان خود موفق عمل کند و مهندسی پیام در آن به خوبی صورت گرفته و پیامش اثرگذار بوده است. ریتم زندگی در این فصل نسبت به فصول دیگر سال و حتی نسبت به گذشته بسیار بالا رفته است و مخاطب وقت و حوصله‌ی برنامه‌ها و خبرها و تفسیرهای طولانی مدت را ندارند؛ بنابراین «رادیو تابستانه» سعی کرده درک مناسبی از تمامی مسائل مطرح شده داشته و با مخاطب ارتباط صمیمی برقرار کند و نیاز او را در کمترین مدت زمان ممکن برطرف کند. در نهایت گروه تولیدی «رادیو تابستانه» از تصمیمی که گرفته خوشحال و خرسند است و تا حد توان برای آن تلاش کرده است که مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است.

مبینی درباره‌ی بخش صبحگاهی رادیو تابستانه توضیح داد: در بخش صبحگاهی رادیو تابستانه سعی می‌شود با ریتم مناسب صبح و در جهت ایجاد نشاط و امید برای مخاطب، اطلاعات مورد نیاز را در اختیارش قرار دهیم.

*** تبدیل «رادیو تابستانه» به «رادیو همراه فصلی»

مدیر گروه رادیو تابستانه در بخش دیگری از گفتگوی خود با اشاره به اینکه رادیو تابستانه در فصل‌های بعدی با عنوان «رادیو همراه فصلی» ادامه خواهد داشت، افزود: برای پاییز البته تغییراتی خواهیم داشت و برنامه‌هایی که الان مشاهده می‌کنید شامل اوقات فراغت، سفر و معرفی جاذبه‌های گردشگری ایران،تا اواخر شهریور ادامه خواهد داشت.

*** فرزاد حسنی می‌ماند

مبینی در ادامه با اشاره به حضور فرزاد حسنی و اجرایش در برنامه«آخ جون جمعه ها»اشاره کرد و گفت: این برنامه که موضوعی طنز دارد، فرزاد حسنی و تیم جدیدی از هفته پیش اجرای آن را شروع کرده‌اند که شاید در فصل‌های دیگر نیز ادامه پیدا کند.

او همچنین بر لزوم مجریان چهره در برنامه ها به ویژه برنامه های رادیویی اشاره کرد و درباره‌ی علت حضور فرزاد حسنی برای اجرای این برنامه گفت: در رادیو تابستانه تلاش می‌شود مجری و هنرمندی که با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند و مخاطب آن را دوست دارد، جذب شود، به ویژه رادیو تابستانه که نوپا است.

مدیر گروه صبحگاهی رادیو تابستانه همچنین از برنامه‌ای که در آن منصور ضابطیان، روزهای پنجشنبه اجرا دارد، یاد کرد وگفت: موضوع این برنامه بیشتر گفتگو با اهالی سینما و هنر است.

خاطره‌ای از محافظ شخصی عمو پورنگ

نوشته شده توسط parham در تاریخ ۱۳۹۱/۰۲/۲۵
“چند دقیقه پیش از پایان مراسم، متوجه شدم که عده‌ای قصد دارند از نرده‌ها عبور کرده و خودشان را به روی صحنه برسانند…”
به دنبال فاجعه رخ داده در برنامه زنده «خاله شادونه» در خرم‌دره زنجان که با واکنش‌های متفاوتی مواجه شد، یکی از دوستان داریوش فرضیایی نیز با ارسال مطلبی بسیار خواندنی برای پارسینه، یک رخداد مرتبط با سفر عمو پورنگ به شیراز را بازگو کرده است:

در ایران معمول نیست که اگر کسی برای 48 ساعت حفاظت شخصی یک ستاره تلویزیونی را بر عهده داشته آن را تعریف کند، اما فاجعه اخیر در خرم‌دره زنجان باعث شد تا این مطلب را بنویسم.
تیرماه 87 هنگامی که سازمان صداوسیما همزمان با برگزاری شانزدهمین جشنواره تولیدات رادیو و تلویزیونی، از داریوش فرضیایی و امیرمحمد برای اجرای یک برنامه زنده در استادیوم حافظیه دعوت کرده بود، من نیز به خاطر عضویت در گروه پشت صحنه، با آن‌ها همسفر شدم.

یکی از مزاحمت‌هایی که با همه‌گیر شدن دوربین‌های دیجیتالی و موبایل‌های جدید رواج پیدا کرده، تقاضا برای گرفتن عکس است. شهرت چهره عمو پورنگ و امیرمحمد از نوعی است که کمتر کسی می‌تواند به حضور این دو مجری شناخته شده اهمیتی ندهد، از این جهت آن‌ها همیشه با حلقه‌ای از طرفداران خود مواجه هستند.

در هواپیما هنگام صحبت با «مسلم آقاجان‌زاده»، تهیه‌کننده و مدیر برنامه‌های عمو پورنگ، به شوخی گفتم که چون پیشتر در یک شرکت امنیتی کار کرده‌ام، می‌توانم در طول سفر محافظ شخصی عمو پورنگ نیز باشم. این پیشنهاد من در ابتدا موضوعی خنده‌دار به نظر رسید و مورد قبول واقع نشد.

ظهر وقتی به شیراز رسیدیم، متوجه شدیم که صداوسیما همه مهمان‌های جشنواره را در هتل هما اسکان داده است. هنگام مشاهده ازدحام مردم در لابی و محوطه بیرونی هتل که برای گرفتن امضا از هنرپیشه‌های تلویزیون آمده بودند، به آقاجان‌زاده گفتم جمعیت مشتاقی که آزادانه در هتل قدم می‌زنند را نمی‌توان کنترل کرد. او گفته من را تایید کرد و برای استراحت پیش از ناهار به سوئیت‌هایمان رفتیم.

ناهار در هتل

با وجود آن که هنگام صرف ناهار مردم عادی اجازه ورود به سالن غذاخوری هتل را نداشتند، اما حضور همراهان مسوولان صداوسیمای فارس و کسانی که از شهرهای مختلف به آنجا دعوت شده بودند نیز دلیلی برای بر هم خوردن آرامش گروه بود. هنگامی که چند نفر برای عکس گرفتن از داریوش فرضیایی هنگام صرف غذا تلاش کردند، گروه متوجه مشکلی بزرگ شد.

کمی بعد در لابی چند خانم جوان تقاضا کردند که با داریوش فرضیایی به تنهایی عکس بگیرند. در این هنگام من پیشنهادم را بازگو کردم ولی این‌بار خنده‌دار نبود و با آن موافقت شد. قرار نبود که به هواداران خیلی سخت بگیرم، اما همین که کسی با میمیک خشک و جدی درخواست‌های عکس گرفتن را رد کند، ضروری محسوب می‌شد.

شب به همراه امیرمحمد

شب به همراه دو نفر از اعضای گروه و امیرمحمد برای گردش در شهر از هتل خارج شدیم. هنگامی که در تاکسی بودیم، راننده امیرمحمد را به خاطر شیطنت‌های کلامی و صدای او شناخت و چنان از این رخداد خوشحال بود که چندبار تا مرز تصادف با اتومبیل‌های دیگر نیز پیش رفت.

از امیرمحمد خواهش کردیم که برای دو ساعت آرام باشد و هویت خودش را پنهان کند تا اگر کسی او را شناخت، ما بگوییم که این تنها یک تشابه ظاهری است و بتوانیم با آرامش در شهر بگردیم. چند دقیقه بعد هنگامی که در پیاده‌رو پشت میز یک رستوران نشستیم تا ساندویچ بخوریم، شیطنت‌های پیاپی امیرمحمد باعث شد که لو برویم و جمعیت به دورمان حلقه بزنند. به ناچار ساندویچ‌ها را برداشتیم و ظرف سیب‌زمینی‌ها را روی میز رها کردیم و رفتیم.

محبت امین تارخ

روز بعد هنگام صرف ناهار در سالن هتل، یک صندلی خالی را به پشت صندلی فرضیایی چسباندم تا کسی به بهانه رد شدن از آنجا به او تنه نزند. پس از آن هنگامی که عمو پورنگ در لابی مشغول صحبت با یکی از مدیران صداوسیما بود، دکمه آسانسور را فشار دادم تا برای آن معطل نشویم. هنگامی که آسانسور به لابی نزدیک بود، به فرضیایی علامت دادم که وقت رفتن است، اما در همین هنگام امین تارخ بسیار خوشحال و راضی سوار آسانسور شد و بدون توجه به درخواست من صبر کردن، آن را با خود به طبقات بالاتر برد.

زیارت شاه‌چراغ

عصر آن روز هنگامی که مطلع شدم قرار است عمو پورنگ برای ضبط برنامه همراه گروه به زیارتگاه شاه‌چراغ برود، مطمئن نبودم که در آنجا چه اتفاقاتی رخ خواهد داد. دو اتومبیل با راننده‌های صداوسیمای فارس در اختیار ما بود. وقتی همراه گروه به زیارتگاه رسیدیم، برای چند دقیقه معطل شدیم تا هماهنگی‌ها صورت گیرد و گیت ورودی باز شود. در اماکن زیارتی تنها اتومبیل‌هایی که حامل شخصیت‌ها و برخی مقامات هستند اجازه ورود به صحن را دارند و بنابراین تردد نیسان سرانزا و سمند مشکی رنگ با پلاک دولتی بلافاصله مورد توجه جمعیت قرار گرفت.

با شنیده شدن زمزمه‌های حضور عمو پورنگ در آنجا، عده زیادی به دور ما جمع شدند و بلافاصله خادمین به کنترل نظم پرداختند. پس از آن که مکان دوربین مشخص شد، فرضیایی و امیرمحمد پلاتوی خود را اجرا کردند و وارد زیارتگاه شدند و ناگهان جمعیت هم به دنبال آن‌ها رفتند. به علت ازدحام شدید داخل زیارتگاه، اجرای پلاتوی داخلی لغو شد و با کمک خادمین گروه را به داخل یک از کفشداری‌ها که خالی بود هدایت کردیم. من با راننده‌ها تماس گرفتم و از آن‌ها خواستم تا در محوطه صحن نزدیک خروجی کفشداری توقف کنند. درهای خروجی محوطه نیز باز بودند و مشکلی وجود نداشت.

هنگامی که از رسیدن اتومبیل‌ها مطمئن شدیم، از گروه خواستم یک دقیقه صبر کنند تا جمعیتی که به احتمال زیاد با دیدن سرانزا و سمند پلاک دولتی کنجکاو شده‌اند، از آنجا بروند. یکی از راننده تماس گرفت و گفت که صحن خلوت شده و تنها چند نفر شاهد آن‌ها هستند. راننده‌ها موظف شدند درهای جلو و عقب را باز کنند و منتظر بمانند. چند ثانیه بعد از کفشداری خارج شدیم و به طرف اتومبیل‌ها دویدیم. سوار شدن گروه تنها پنج ثانیه طول کشید، اما از آنجایی که حرکت اتومبیل‌ها برای حفظ امنیت زائران بسیار آهسته بود، جمعیت برای گرفتن عکس از عمو پورنگ و امیرمحمد به طرف ما دویدند، اما در نهایت بدون وقوع هیچ رخدادی خارج شدیم.

بازدید از ورزشگاه

روز بعد همراه تعدادی از اعضای گروه به استادیوم ۲۰ هزار نفری حافظیه رفتیم. به علت آن که برنامه با ضبط تلویزیونی همراه بود، صداوسیمای فارس برقراری نظم ورزشگاه را بر عهده داشت. هنگامی که گروه مشغول آماده‌سازی صحنه بود، من به بررسی راه‌های ورودی و خروجی پرداختم.

حضور عموم در برنامه دو روزه عمو پورنگ رایگان بود و به همین علت مقابل ورودی استادیوم ازدحام بزرگی ایجاد شد. کادر امنیتی استادیوم که از نیروی انتظامی و کارکنان حراست صداوسیما بودند، در آن مرحله توجه خود را روی پوشش ظاهری جمعیت متمرکز کرده بودند تا هنگام پخش تصاویر از شبکه یک سیما، مشکلی رخ ندهد.

پس از رسیدن نیروهای آتش‌نشانی، هلال‌احمر و اورژانس شیراز به استادیوم، متوجه شدم که کسی روی عملکرد آن‌ها نظارتی ندارد و آمبولانس‌ها هر یک در گوشه پرتی از زمین توقف کرده‌اند. هنگامی که به این وضع اعتراض کردم، کارکنان حراست صداوسیما به من گفتند که گروه عمو پورنگ تنها اجرای برنامه روی صحنه را بر عهده دارند و نباید در سایر امور دخالتی کنند.

بسیاری از جمعیت را کودکان تشکیل می‌دادند و از آنجایی که نمی‌توانستم نسبت به بی‌نظمی در چینش موقعیت نیروهای امدادی بی‌تفاوت باشم، مسلم آقاجان‌زاده را در جریان قرار دادم. او یک بیسیم و کارت ستاد اجرایی را تحویلم داد و از من خواست که هر کاری لازم می‌دانم را انجام دهم. به طرف آمبولانس‌ها رفتم و هنگامی که علت شلختگی آن‌ها را پرسیدم، امدادگرها به من گفتند که همیشه هنگام مسابقات لیگ برتر فوتبال هم همین‌طور هر جایی که دلشان خواست توقف می‌کنند. با توجه به این که چندین دوربین اطراف زمین چمن وجود داشت، آمبولانس‌ها و اتوبوس اورژانس و موتورسیکلت‌های آتش‌نشانی را به گوشه باز زمین هدایت کردم تا کنار یکدیگر پارک کنند.

امنیت صحنه

استیج با داربست فلزی و در وسط یک ضلع زمین با فاصله کمی از جایگاه تماشاگران ساخته شده بود. هرچند محصور بودن اطراف زمین با فنس آهنی کافی نبود، اما فرصتی برای انجام جابه‌جایی وجود نداشت و حراست صداوسیما هم به طور قطع با آن موافقت نمی‌‌کرد. خروجی پشت صحنه نیز به یک کوچه خلوت و باریک پشت استادیوم منتهی می‌شد که قرار بود محل ورود و خروج تیم باشد.

یک ساعت پیش از آغاز برنامه، ظرفیت استادیوم تکمیل شد و حراست درهای ورودی را بست تا تماشاگران اضافی وارد ورزشگاه نشوند. این اقدام آن‌ها هرچند صحیح و عقلانی بود، اما در کشوری که حتی راننده اتوبوس بین‌شهری هم مسافر بیش از ظرفیت و بدون صندلی سوار می‌کند، غیرمعمول به نظر می‌رسید. در اردیبهشت‌ماه 81 نیز قایق دختران دانش‌آ‌موز در دریاچه پارک‌شهر به علت سوار شدن 11 نفر داخل یک قایق موتوری با ظرفیت چهار نفر رخ داده بود.

اجرای برنامه

جایگاه‌های استادیوم به دو بخش زنانه و مردانه تفکیک شده بود. از آنجایی که مادران و دخترها پشت استیج بودند، اعضای گروه احساس امنیت می‌کردند اما من نگران بودم. پس از آن که نظم در بین تماشاگران وعوامل برنامه برقرار شد، سرانزای حامل عمو پورنگ و امیرمحمد مقابل ورودی داخل کوچه توقف کرد. آن‌ها را تا صحنه همراهی کردم. در طول اجرای برنامه مشکلی رخ نداد اما هنگامی که عمو پورنگ تصمیم گرفت که همراه امیرمحمد برای پاسخ به ابراز احساسات تماشاچیان پیاده دور زمین بچرخد، با فاصله‌ای که مزاحم دوربین‌ها نباشم، شروع به دویدن دنبال آن‌ها کردم.

چندین سرباز نیروی انتظامی رو به جمعیت و با فاصله کمی از دیوار فنس ایستاده بودند، اما نگرانی من از آن بابت بود که کسی از داخل جایگاه چیزی را به سوی فرضیایی پرتاب کند، زیرا مطمئن نبودم که گیت‌های ورودی تا چه میزان افراد و وسایل همراه آن‌ها را مورد بازرسی قرار داده‌اند. پس از پایان برنامه با عمو پورنگ و امیرمحمد سوار سرانزا شدیم و به طرف هتل رفتیم. بدین ترتیب روز نخست بدون هیچ اتفاقی سپری شد.

آخرین اجرا

ترتیب اتفاقات روز دوم مانند قبل تکرار شد و این‌بار نیز جمعیت معترض زیادی پشت درهای بسته ورزشگاه ماندند تا کسی خارج از ظرفیت وارد جایگاه نشود. زمانی که متوجه شدم تبلیغات ناهماهنگ رادیویی، خانواده‌های بیش‌تری را به سوی استادیوم کشانده و حالا آن‌ها باید به خانه‌های خود بازگردند، نگرانی‌هایم بیش‌تر شد. مطمئن بودم که گروهی از آن‌ها با محل ورودی ورزشگاه که داخل کوچه بود آشنایی دارند و به طور قطع آنجا برای رسیدن عمو پورنگ کمین خواهند کرد. با عجله به سمت خروجی پشت صحنه رفتم و حدود 20 نفر را دیدم که با دوربین منتظر ایستاده بودند.

با رسیدن سرانزا، بلافاصله عمو پورنگ و امیرمحمد را به داخل هدایت کردیم. سر و صدای جمعیت گویای این حقیقت بود که فضای حاکم بر فضای استادیوم با روز قبل تفاوت داشت. عمو پورنگ دوباره تصمیم گرفت تا دور زمین بچرخد اما این‌بار از گروه موتورسواران آتش‌نشانی کمک گرفتیم. فرضیایی با یک Honda GOLD WING به دور زمین می‌چرخید و گاهی توقف داشت، اما من هنوز نگران بودم که کسی چیزی به سوی زمین پرتاب کند و بنابراین باز هم به دنبال موتورسیکلت او و امیرمحمد دویدم.

با توجه به این که هیجان بیش‌تر تماشاچیان نسبت به روز قبل از جیغ و فریادهای آن‌ها مشخص بود، تصمیم گرفتم تا لحظه سبک شدن بار جایگاه هنگام خروج تماشاگران، در آنجا بمانم. برنامه ورزشگاه حافظیه با حضور امدادگران و هماهنگی پلیس اجرا می‌شد و دلواپسی‌های من تنها شامل اتفاقات غیرمنتظره‌ای می‌شد که پیشگیری از آن دغدغه اصلی آقاجان‌زاده بود.

اتفاق بد

چند دقیقه پیش از پایان مراسم، متوجه شدم که عده‌ای قصد دارند از نرده‌ها عبور کرده و خودشان را به روی صحنه برسانند. از سوی دیگر داخل کوچه نیز شلوغ‌تر از قبل شده بود. با در نظر گرفتن احتمالات مختلف، پس از پایان برنامه ناگهان امیرمحمد را بغل کردم و همراه فرضیایی به سوی سرانزا دویدیم. امیرمحمد را روی صندلی اتومبیل نشاندم و آن‌ها بلافاصله استادیوم را ترک کردند.

وقتی به روی صحنه بازگشتم، دیدم که مسلم آقاجان‌زاده میکروفون را به دست گرفته و از جمعیت می‌خواهد تا با آرامش جایگاه را ترک کنند و مراقب کودکان همراه خود یا دیگران باشند. در همین لحظه دیدم که چند بچه از بالای فنس آویزان هستند. از آن‌ها خواستم که پایین بروند. یک پسربچه گفت که می‌خواهد نامه‌ای را به سمت عمو پورنگ برساند. من کاغذ را گرفتم و به او قول دادم که آن را در هتل به فرضیایی تحویل می‌دهم. پسر چندبار تاکید کرد که حتما این کار را انجام دهم. در همین لحظه شنیدم که چند نفر با فریاد نام من را صدا می‌کنند. به عقب برگشتم و دیدم که یکی از خانم‌های گروه روی زمین افتاده است.

یکی از تماشاگران از جایگاه بانوان یک بطری کوچک پر از آب را به سوی استیج پرتاب کرد که پس از برخورد با سر دستیار صحنه، باعث بیهوشی او شده بود. آمبولانس را در بیسیم پیج کردم، اما پاسخی نگرفتم. آن سوی زمین را نگاه کردم و دیدم که امدادگران مشغول صحبت هستند و کسی بیسیم همراه ندارد. به طرف آن‌ها دویدم و با فریاد گفتم که به کمک‌شان نیاز دارم. پیش از این که خودشان را به من برسانند، پشت فرمان آمبولانس نشستم و پس از سوار شدن امدادگرها وارد زمین چمن شدم و به طرف استیج رفتیم. آسیب‌دیدگی دستیار صحنه جدی نبود، اما اگر آن پرتاب چند دقیقه زودتر رخ می‌داد، به طور قطع یکی از مجری‌ها مورد هدف قرار می‌گرفت.

شب در هتل

در سوئیت، وقایع رخ داده در استادیوم را برای فرضیایی تعریف کردم و نامه پسر بچه را به او دادم. چند ثانیه بعد پس از خواندن متن آن، هر دو متاثر شدیم. پسربچه با قلمی آکنده از احساسات نوشته بود که برای از نزدیک دیدن عمو پورنگ سعی کرده از فنس جایگاه بالا برود اما دست‌هایش زخمی و خون‌آلود شده است و با این که خیلی درد دارد، از این دیدار خیلی خوشحال است. فرضیایی گوشی تلفن کنار تخت را برداشت و با شماره خانه پسر که پایین نامه درج شده بود تماس گرفت و خودش را معرفی کرد. پسر هنوز به خانه برنگشته بود. داریوش بعد از صرف شام بلافاصله به سوئیت بازگشت و دوباره با خانه پسر تماس گرفت و توانست با او صحبت کند.

با آن که چهار سال از آن شب گذشته، اما انتشار خبر کشته شدن کودکان در زنجان خاطره سفر شیراز و زخمی شدن دست پسربچه و ناراحتی عمو پورنگ را برایم زنده کرد.

من در مقامی نیستم که بتوانم به طور مستقیم کسی را به عنوان مقصر این فاجعه انسانی که می‌توانست بسیار گسترده‌تر نیز باشد، معرفی کنم. به طور قطع کارشناسان نیروی انتظامی و دستگاه قضایی کشور با دقت ابعاد و جزئیات این رخداد را بررسی و نسبت به برخورد با مقصران اقدام خواهند کرد. اما این که چه تدابیر و قوانینی برای پیشگیری از وقوع چنین حوادثی لازم است تا پیگیری و عملی شود، نیازمند بهره‌گیری از دانش و تجربه مهندسان مشاور پدافند غیرعامل است.

مسلم آقاجان‌زاده هیچ زمانی برای برنامه‌های عمو پورنگ اقدام به بلیت فروشی نکرد و زمانی که متوجه شد یک سازمان در یکی از شهرهای جنوب کشور برای اجرای داریوش فرضیایی بلیت‌فروشی کرده است، در اعتراض به این اقدام برنامه سفر گروه را لغو کرد.

زمانی که در زنجان یک هزار بلیت بیش‌تر از ظرفیت یک سالن فروخته می‌شود و جان کودکان تنها به خاطر طمع برخی افراد و بی‌تجربگی و شاید نادانی گروهی دیگر به خطر می‌افتد، تنها بازداشت خاطیان کافی نیست و می‌بایست از تکرار آن جلوگیری کنیم. هدف من از بازگویی وقایع شیراز این بود که مسوولان برگزاری مراسم خاله شادونه می‌توانستند از ورود بیش از ظرفیت جمعیت جلوگیری کنند. اما این اتفاق رخ نداد.

امید است که همه مدیران مجموعه‌های ورزشی و فرهنگی و مسوولان استان‌ها اصول «پدافند غیرعامل» را فرا گیرند و آن را در جهت دفاع از جان هموطنان به کار گیرند تا همچنان شاهد وقوع فجایعی نباشیم که هر از گاهی در کشورهای فقیر آفریقایی رخ می‌دهد و ما نیز آن را تمسخر می‌کنیم و می‌خندیم.

‘ایرج قادری’؛ بازیگر – کارگردانی از جنس سینمای گیشه در گذشت

نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۱/۰۲/۱۷

خانواده مرحوم ‘ایرج قادری’ بازیگر و کارگردان باسابقه سینما، پیکر او را برای خاکسپاری به شهرستان کرج انتقال دادند.

خانواده این هنرمند ترجیح دادند تا مراسم خاکسپاری و یادبود وی در شهرستان کرج برگزار شود.

قرار است پیکر این هنرمند در امامزاده بی بی سکینه کرج به خاک سپرده شود.

مرحوم ایرج قادری بازیگر – کارگردان باسابقه سینما که پیشتر به علت عارضه ریوی در بیمارستان بستری بود، بامداد امروز – یکشنبه – درگذشت.

وی متولد 1314 تهران، دارای تحصیلات ناتمام در رشته پزشکی و داروسازی بود.

مرحوم قادری فعالیت سینمایی را سال 1334 با بازی در فیلم ‘چهار راه حوادث’ به کارگردانی ‘ساموئل خاچیکیان’ آغاز کرد.

این بازیگر و کارگردان سینما بیش از 50 سال در سینمای ایران فعالیت داشت. وی کارگردانی آثاری از جمله ‘تاراج’، ‘می‌خواهم زنده بمانم’، ‘نابخشوده’، ‘پنجه در خاک’، ‘طوطیا’، ‘سام ونرگس’، ‘چشمان سیاه’ و ‘شهرت’ را بر عهده داشت.

وی همچنین افزون بر کارگردانی این آثار، در فیلم های ‘دادا’، ‘برزخی‌ها’، ‘آکواریم’، ‘محاکمه’ و ‘پاتو زمین نذار’‌ در مقام کارگردان و بازیگر حضور داشت.

آخرین فیلم مرحوم قادری ‘شبکه’ نام داشت که مراحل ساخت آن به تازگی پایان یافت.

۱۰ بازیگر زن معروف که همسرانشان نیز بازیگرند

نوشته شده توسط parham در تاریخ ۱۳۹۱/۰۲/۱۲

امین حیایی / نیلوفر خوش خلق

رامبد جوان / سحر دولتشاهی
 

هومن سیدی / آزاده صمدی

مهدی هاشمی / گلاب آدینه

مهدی پاکدل / بهنوش طباطبائی

پیمان قاسم خانی / بهاره رهنما

مسعود رایگان / رویا تیموریان

امیر جعفری / ریما رامین فر

نیما فلاح / سحر ولدبیگی

رامبد شکرآبی / حدیث فولاوند

علی مصفا / لیلا حاتمی

تکراری که در فیلمنامه‌ها اتفاق می‌افتد هیچ جذابیتی برای مخاطب ندارد

نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۰/۱۲/۲۱

بهشاد مختاری ـ بازیگر مجموعه طنز «خنده‌ بازار» که در حال حاضر هم در طنز «خانه اجاره‌ای» ایفای نقش می‌کند ـ درباره‌ی روندی که تلویزیون در جهت شادتر کردن فضای آنتن پیش گرفته‌ است، گفت: چه در مناسبت‌ها و چه در غیرمناسبت‌ها وجود طنز الزامی است، چرا که مخاطبان ما نیاز به شادی و خندیدن دارند.

این بازیگر طنز خاطرنشان کرد: به عقیده‌ی من تولید و پخش برنامه‌ها و سریال‌های طنز برای مخاطبان ضروری است و مناسبت خاصی ندارد؛ در حال حاضر تنها شبکه‌ای که توانسته باکس خود را از برنامه‌ها و سریال‌های طنز پر نگه دارد شبکه سه سیماست؛ امیدوارم سایر شبکه‌ها هم برنامه‌ها و سریال‌های این چنینی تولید و پخش کنند.

وی افزود: خندیدن و شاد شدن در هر شرایطی خوب است و درمانی است برای همه دردها؛ بنابراین روندی که مدیران شبکه‌های تلویزیونی جهت شادتر کردن فضای سریال‌ها پیش گرفته‌اند خیلی خوب است و خوشحالم از اینکه این اتفاق افتاده و کمال تشکر را دارم از مسؤولانی که این رویکرد را انتخاب کردند.

مختاری در ادامه با اشاره به سریال‌های درامی که از تلویزیون پخش می‌شوند یادآور شد: اکثر فیلمنامه‌هایی که در ژانر درام در تلویزیون کار می‌شود کارهای دست برده شده و 10 بار کار شده‌ای هستند که شاید تاکنون ما شبیه این داستان‌ها را ده‌ها بار در فیلم‌ها و سریال‌ها دیده‌ باشیم؛ بنابراین با این تکراری که در فیلمنامه‌ها اتفاق می‌افتد هیچ جذابیتی نمی‌تواند برای مخاطبان داشته باشد ولی خوشبختانه این تکرار‌ها در برنامه‌ها و سریال‌های طنز کمتر اتفاق می‌افتد به دلیل اینکه محوریت طنز به بازیگران آن بستگی دارد، طنز در برخی مواقع نوتر از درام است به همین خاطر جذابیت بیشتری نسبت به درام دارد.

او درباره‌ی طنزهایی که گاهی اوقات به سمت لودگی و تمسخر بیننده می‌روند، گفت: مساله‌ی لودگی در برنامه‌ها و سریال‌های طنز تلویزیون به کارگردان و نویسنده بستگی دارد؛ به عقیده‌ی من در ساخت این گونه برنامه‌ها افرادی که در رأس قرار دارند باید کار کمدی را به خوبی بشناسند تا بتوانند اثر موفقی از خود به جای بگذارند.

این بازیگر طنز با بیان اینکه در وهله‌ی اول دیده شدن یک برنامه یا سریال طنز موفق به بازیگران آن بستگی دارد، ادامه داد: به عقیده‌ی من طنز بازیگر محور است و بازیگرانی که برای ایفای نقش‌ها انتخاب می‌شوند بیش از هر چیز دیگری مهم هستند. در گام دوم یک طنز موفق و خوب باید فیلمنامه‌‌ی خوب داشته باشد، فیلمنامه‌ای که مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند و به نوعی با شخصیت‌های آن همذات‌پنداری کند.

وی درباره‌ی تغییرات عوامل یک سریال اعم از کارگردان، بازیگران و یا حذف شدن برخی صحنه‌ها در راستای شادتر شدن فضای داستان خاطرنشان کرد: اگر اینگونه تغییرات درست و به جا باشد صد در صد در شادتر کردن فضای داستان بی‌تاثیر نخواهد بود. او اضافه کرد: به عنوان مثال آقایان لطیفی و فتحی از جمله درام‌نویسان خوب ایران هستند و کارهایی هم که تاکنون کارگردانی کرده‌اند موفق بوده ولی زمانی که به عنوان مثال داستان‌های درام را به آقایانی همچون رضا عطاران یا مهران مدیری واگذار کنند قطعا خنده‌دارتر می‌شود و طنز بیشتری در آن حاکم می‌شود یا ممکن است بر عکس این اتفاق بیفتد؛ بنابراین گاهی اوقات این تغییرات می‌تواند جالب باشد مهم این است که این جابه‌جایی چطور باشد و چه کسی جایگزین چه کسی شود.

مختاری نظر کلی‌اش درباره‌ی تولید و پخش برنامه‌ها و سریال‌های طنز را اینگونه عنوان کرد: اینگونه برنامه‌ها و سریال‌ها باید بار طنزی برای جذب مخاطب و خنداندن آن‌ها داشته باشد تا از آن‌ها به خوبی استقبال شود. ما در تولید و پخش برنامه‌های طنز همیشه دو هدف، خنداندن و جذب کردن را دنبال می‌کنیم ولی در داستان‌های درام یک هدف را مد نظر داریم.

این بازیگر در ادامه درباره‌ی نقشی که در سریال در حال پخش «خانه اجاره‌ای» شبکه سه سیما دارد، توضیح کوتاهی داد و گفت: در این سریال سه برادر هستیم که پدرمان فوت کرده و یک سوپرمارکت از او به ما به ارث رسیده است. سه برادر به نام‌های جلال، جهان و جمال هر کدام یک شخصیت جداگانه دارند و نقش من به عنوان برادر کوچکتر جمال یک پسر پرحرف است که همیشه دوست داردحرف بزند. علیرغم سن بالایی که دارم ولی همیشه در همه برنامه‌ها و سریال‌های طنز تلویزیون نقش پسر بچه‌ها را به من می‌دهند، می‌توانم بگویم 95 درصد نقش‌هایی که ایفا می‌کنم زیر 18 سال است اما در کل همه نقش‌هایم را دوست دارم.

بهشاد مختاری در پایان درباره‌ی همکاری‌اش با گروه «خنده بازار» گفت: در ابتدا من از طریق آقای برزگر ـ نویسنده سریال شب‌های برره ـ به این گروه آمدم، پیش از اینکه به گروه خنده بازار بیایم کمی دو دل بودم و خیلی تمایل نداشتم ولی زمانی که وارد این گروه شدم نظرم تغییر کرد طوری که اگر هر کسی به من بگوید با این گروه همکاری نکن، قبول نمی‌کنم و همکاری‌ام را ادامه می‌دهم چرا که همه عواملی که در «خنده‌بازار» کار می‌کنند بی‌ادعا هستند و جو خیلی صمیمی میان آن‌ها حاکم است.



«قهوه تلخ» تاکنون ۴۲ میلیارد تومان فروش داشته است/ بخشی از جوایز مردمی را هنوز ندادند!

نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۰/۱۱/۱۰

خشایارالوند نویسنده «قهوه تلخ» با انتقاد از اینکه تهیه کننده دستمزدهای عوامل این مجموعه را پرداخت نمی کند در گفت و گو با همشهری جوان در آمد حاصل از فروش این مجموعه را ۴۲ میلیارد تومان عنوان کرده است. بخش هایی از این گفت و گو بدین شرح است:

تاکنون ۴۲ میلیارد تومان از فروش «قهوه تلخ» به دست آمده
تاکنون ۴۲ میلیارد تومان از فروش قهوه تلخ به دست آمده در حالیکه بودجه فرهنگی کشور در سال ۹۰ حدودا ۵۰ میلیارد تومان بوده. خب این رقم ۴۲ میلیارد تومان میزان فروش کل است همه اش که گیر تهیه کننده نمی آید، هزینه های کار خیلی بالا بود. کار باید یک ساله تمام می شد ولی تا اینجایش دو سال و نیم طول کشیده. دستمزدهای سنگین،گروه بزرگ، دکورعظیم،کلا کار گرانی بود.از ۲۵۰۰ تومان برای هر فصل ۷۰۰ تومان را خود مغازه دار برمی دارد،۵۰۰ تومانش برای چاپ و تکثیر خود سی دی است و یک رقمی هم احتمالا کسانی که در پخش و تهیه و توزیع کار هستند برمی دارند.اصلا اگر ۵۰۰ تومان هم از هر سی دی گیر تهیه کننده بیاید رقم بالایی خواهد بود ولی من نمی دانم چرا دستمزدها را ندادند در حالیکه «قهوه تلخ» سودآور بود.

خیلی ها چشم دیدن موفقیت آدم ها را ندارند
وقتی کاری طولانی می شود خیلی ها چشم دیدن موفقیت طولانی مدت آدم ها را ندارند. همه چرتکه دستشان می گیرند که این دو برادر {برادران آقاگلیان} چقدر در حال سودند اینها باعث می شود نقد
های غیر منصفانه منتشر کنند یا کلا کار را بزنند.

تهیه کننده جواب تلفن خود ما را هم نمی دهد
ما یک فصل از زمان حال را کار کردیم و به ارشاد دادیم آنها هم ایراداتی گرفتند و اصلاح کردیم و بعدش دیگر بیرون نیامد!جالب است که تهیه کننده جواب تلفن خود ما را هم نمی دهد؛حتی وقتی زنگ می زنیم برای اطلاع خودمان بپرسیم که چه شد و چه نشد!

جوایز را هم ندادند

یک سری جوایز نقدی وجود داشت که مبلغش هم زیاد نبود مثلا ۱۰-۲۰ هزار تومان. پرداخت این جایزه به عهده یکی از پخش کننده ها بود. یک شرکت پخش مستقل از گروه، قبول کرده بود که جوایز را به مردم پرداخت کند ولی این شرکت با تهیه کننده حرفش می شود و قرار داد به هم می خورد و جوایز را نمی دهد.

jfdghjhthit45

اکبر عبدی در لیست بازیگران سینمای زن

نوشته شده توسط parham در تاریخ ۱۳۹۰/۱۱/۱۰
فیلم سینمایی «خوابم می‌آد» به کارگردانی رضا عطاران در حالی در جشنواره فیلم فجر حضور می‌یابد که اکبر عبدی در آن نقش یک مادر سالخورده را ایفا می‌کند.

فیلمبرداری «خوابم می‌آد» مدتی است به پایان رسیده و گروه سازنده در تلاش هستند تا این فیلم برای حضور در جشنواره فیلم فجر آماده شود. در حال حاضر محمد توکلی و رضا عطاران مشغول تدوین این فیلم سینمایی هستند.

اکبر عبدی، مریلا زارعی، ناصر گیتی‌جاه، ویشکا آسایش، رضا عطاران، سروش صحت، اصغر سمسارزاده، حسین محب اهری، با همراهی خداداد عزیزی در این فیلم ایفای نقش کرده‌اند.
در خلاصه داستان «خوابم می‌آد» آمده است: رضا، معلمی ساده و درستکار است که به سن میانسالی رسیده و در برقراری ارتباط با آدم‌ها دچار مشکل است،او با دختری پاستیل فروش آشنا می‌شود. دختر، برای پیوند کلیه خواهرش با مشکل روبروست و رضا را ترغیب به کارهایی می‌کند که باب میلش نیست و …

لیست عوامل پروژه سینمایی «خوابم می‌آد» عبارتند از: فیلمنامه اولیه: معصومه بیات، حمید نعمت‌الله، نویسنده: احمد رفیع‌زاده، بازنویسی فیلمنامه: رضا عطاران، گروه کارگردانی: کارگردان: رضا عطاران، دستیار و برنامه‌ریز: نغمه نظری، مهدی لطیفی، گلناز گرامی، منشی صحنه: حمیرا نعمت الهی، عکس: علی اسدالهی، گروه فیلمبرداری: مدیر فیلمبرداری: هومن به‌منش،‌ تصویربردار پشت صحنه: پورشسب صفاهانی‌زاده، ‌دستیار یک فیلمبردار: همایون قربانی، گروه تهیه و تولید: تهیه‌کننده: محمدرضا تخت‌کشیان،‌ جواد فرحانی، روابط عمومی: افسانه فراهانی، گروه صدا: مدیرصدابرداری: فرشید احمدی.

دستیاران صدا: امید قربانی، محمد مصور، گروه صداگذاری: صداگذاری و ترکیب صدا: حسین ابوالصدق، دستیار: محمد کرتهی، امور فنی صدا: استودیو تک فیلم پارس، گروه صحنه و لباس طراح صحنه و لباس: حسین عالی‌نژاد، دستیار صحنه: شاهین صدیق، گروه دکور: مجری دکور: مهدی اسدی، دستیاران: مهدی وفا، عباس یوسفیان، داود بروغنی: حسن افشارمقدم، مهران روحی، اسماعیل مقیسه، گروه گریم: طراح گریم: ایمان امیدواری،مجریان: رضا عربی، هلیا رشقی، حامد افراسیابی، بافت مو: علی اعرابی، گروه موسیقی: موسیقی: حمیدرضا صدری، ویلن و ویلن التو: بابک شهرکی، با تشکر از شهرام مهاجر، گروه تدوین: تدوین: محمد توکلی، رضا عطاران، جلوه‌های ویژه رایانه‌ای و میدانی جلوه‌های ویژه میدانی: عباس شوقی، سرپرست جلوه‌های ویژه رایانه‌ای: علی جوکار نراقی، دستیاران: سیدعلی سیاح
امین احمدی، گروه تدارکات: مدیر تدارکات: نادر سیدمحمدی، دستیاران: صابر سیدمحمدی، عبدالله سیدمحمدی، حسین رحیمی، فرهاد شعاع، محصول موسسه آفتاب‌نگاران

باشگاه خبرنگاران

jfdghjhthit45

سری جدید ‘قهوه تلخ’ بدون تایید وزارت ارشاد

نوشته شده توسط Baran در تاریخ ۱۳۹۰/۰۹/۲۸

مدیر کل دفتر همکاری های سمعی و بصری و نمایش خانگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: نسخه غیر مجار و قاچاق مجموعه ویدیویی ‘قهوه تلخ’ بدون اعمال اصلاحات خواسته شده از دست اندرکاران این اثر و بدون مجوز این وزارتخانه و در فرآیندی مشکوک وارد بازار شده است.

‘سعید رجبی فروتن’ روز دوشنبه در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا افزود: اداره کل دفتر همکاری های سمعی و بصری و نمایش خانگی، قسمت آخر مجموعه ویدیویی ‘قهوه تلخ’ را بارها مورد بازبینی قرار داد و در نهایت این سه قسمت پایانی مورد تایید واقع نشد.

وی گفت: اصلاحاتی به این سه بخش وارد و مقرر شد، دست اندرکاران تولید این مجموعه آنها را رفع و سپس مجوز توزیع آن را بگیرند.

مدیر کل دفتر همکاری های سمعی و بصری و نمایش خانگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یادآور شد: پرونده سه قسمت پایانی سریال ‘قهوه تلخ’ در حال بررسی بود که به یکباره نسخه این سه قسمت در بازار توزیع شد و اکنون پیگیری این اقدام ادامه دارد.

به گفته رجبی فروتن، هشت روز از توزیع نسخه قاچاق سری جدید ‘قهوه تلخ’ می گذرد و تهیه کننده این مجموعه ویدیویی، موضوع را به اطلاع جابری انصاری دبیر کل ستاد مبارزه با محصولات غیر مجاز فرهنگی رسانده است.

وی تصریح کرد که جابری انصاری تاکنون گزارشی از چگونگی توزیع این نسخه اصلاح نشده به صورت قاچاق در بازار، ارائه نکرده و تحقیقات در این زمینه ادامه دارد.

مدیر کل دفتر همکاری های سمعی و بصری و نمایش خانگی وزارت ارشاد تاکید کرد: نسخه توزیع شده در سوپرمارکت ها بسیار شکیل و جذاب طراحی شده و در بسته بندی های حرفه ای به مخاطبان با مبلغ دو هزار تومان ارائه شده است.

رجبی فروتن گفت: به هر حال در جست وجو برای یافتن سر منشا توزیع این نسخه ‘قهوه تلخ’ هستیم زیرا اکنون با نوع جدیدی از قاچاق مجموعه های ویدیویی روبرو شده ایم.

سری 26 سریال ویدیویی ‘قهوه تلخ’ پیش از کسب مجوزهای لازم از اداره کل دفتر همکاری های سمعی و بصری و نمایش خانگی، دوشنبه هفته گذشته در سوپرمارکت های شهر تهران توزیع شد.

صفحه 1 از 212


تبلیغات

آمار سایت

  • تعداد مطالب: 3209
  • تعداد نظرات: 2044
  • بازديد امروز: 5257
  • بازديد ديروز: 8919
  • بازديد کل: 15861410
  • افراد آنلاين: 30 نفر
  • ورودی گوگل: 1


تبلیغات

  
 

تبلیغات